Tuesday, June 22, 2021

  تقابل سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز 

با  سیستم تفکر فارس ایران مرکز

 اومود دوٌزگوٌن


مقدمه: 

سیستم و شیوه تفکر انسانها تاثیر عمیقی در شکل گیری نحوه رفتار فردی و جمعی آنها دارد. درباره چگونگی و چندگانگی تفکر انسان پژوهش های روانشناختی گسترده ای صورت گرفته است و نظرات علمی زیادی در رابطه با شیوه ها و سیستم های مختلف تفکر فردی و گروهی منتشر شده است. با در نظر گرفتن انواع روشها و سیستم های تفکر فردی و گروهی، در این مقاله  ضمن بررسی ساختار فکری، ماهیت سیاسی، روشها و مختصات  "سیستم تفکر ایران مرکز" در یکصد سال گذشته، به صدمات فاجعه بار سیاسی آن بر ملل غیرفارس، بالاخص برای تورکهای آزربایجانی و مقایسه آن با "سیستم تفکر آزربایجان مرکز" و ضرورت احیا و تثبیت سیستم تفکر آزربایجان مرکز «آزربایجان مرکزلی تورک دوٌشوٌنجه سیستمی» در اذهان تورکهای آزربایجان جنوبی خواهم پرداخت. *1

ملت تورک آزربایجان با سابقه دولتمداری هزار ساله بر اساس حافظه جمعی خود دارای یک سیستم تفکر مختص بخود است. در طول تاریخ " سیستم تفکر آزربایجان مرکز" در مقیاس مختلف در سرزمین آزربایجان و سرزمینهای تحت حاکمیت تورکان آزربایجان رایج بوده است. اما بدنبال کودتای انگلیسی (۱۲۹۹) سید ضیا و رضا میرپنج و سقوط امپراتوری تورک قاجار، دولت انگلیس به کمک ایادی مزدور خود (الیت فارس) عموماً و خود فروخته های مانقورت خصوصاً، بر اساس یک پروژه از پیش تعیین شده "تغییر ساختاری حاکمیت" در ایران، توانست سیستم تفکر ایران مرکز(اقلیت فارس)، را جایگزین سیستم تفکر آزربایجان مرکز(اکثریت تورک) کند. برای تثبیت این سیستم، دولت اقلیت فارس ضد تورک، علاوه بر حذف الیت سیاسی تورک و اشاعه سیستم تفکر ایران مرکز(فارس)، با ممنوع کردن زبان تورکی و تحمیل زبان فارسی، تحریف تاریخ و تخریب آثار فرهنگی- تاریخی و اسطوره های امپراتوری تورکان آزربایجانی و با اعمال سیاستهای تبعیض آمیز دیگر، ضربات سختی به سیستم تفکر آزربایجان مرکز(تورک) وارد کرد. لذا بدون پرداختن به ماهیت سیستم تفکر ایران مرکز(فارس) نمیتوان به عمق مسئله پی برد. 

ماهیت سیستم تفکر ایران مرکز(فارس) چیست؟

سیستم تفکر ایران مرکز کاملاً نژادپرستانه و فاشیستی است که بر پایه ملی گرایی افراطی « فارسی» و مذهب شیعه « شعوبیه» ای بنا شده است که با نفرت نژادی، پاکسازی قومی، هویت کشی، قتل عام فرهنگی و زبانی و همچنین با تغییر دموگرافی، آسیمیله و ادغام اجباری و یکسان سازی ملل غیر فارس، در پی احیای امپراتوری خیالی باستانی پارس و مدیریت واهی جهانی میباشد. این سیستم تفکر همچنین ریشه در باورهای برترانگاری نژاد موهوم آریایی برگرفته از ایدئولوژی نازیسم،  توسعه طلبی باستانگرایانه سرزمینی، شوونیسم فرهنگی و زبانی فارسی بنا شده است که در یکصد سال گذشته با حمایت قدرت های استعمارگر خارجی، توسط رژیم اقلیت فارس تحت پوشش نام ایران با شعار " یک کشور، یک ملت، یک هویت و یک زبان" بصورت سیستماتیک اعمال میشود. این تفکر اسامی مختلفی چون مکتب پان ایرانیسم، پان فارسیسم، مکتب و اندیشه ایرانشهری دارد که طیفهای مختلف راست، چپ، ملي- مذهبی از زوایای مختلف، همان افکار فاشیستی و نژادپرستانه فارسی را با اشاعه دروغ، تحریف و جعل تاریخ، تبلیغ و ترویج میکنند. *2

روشها و مختصات سیستم تفکر ایران مرکز(فارس)

۱- القای تئوریهای نژادپرستانه: هویت تراشی ساختگی برای تورکها با جعل تئوری آذری و اینکه شما تورک نیستید! آریایی هستید! زبانتان تورکی نبوده و فارسی بوده! مغولها زبانتان را عوض کرده اند! زبان باستانی آذری را فراموش کرده اید! و  شما تورک نیستید! تورک زبان هستید! شاخه ای از فارسهای باستان و آذری زبان هستید! و القاء همین ذهنیت به خود تورکهای آزربایجانی بوسیله مراکز آموزشی و رسانه ها. 

۲- تحمیل شهروند درجه دو و سه بودن: اعمال تبعیض های سیستماتیک با در انحصار گرفتن منابع ثروت و قدرت و مناصب کلیدی در دست اقلیت فارس مرکز و تورک ستیز و به حاشیه راندن تورکها از مراکز تصمیم گیری و مناصب عالی رتبه حاکمیت و تلقین اینکه شما مهاجر هستید و از مغولستان آمده اید! 

۳- انکار قوم بودن فارس ها:  بخاطر در اقلیت محض بودن، قوم فارس خود را تافته جدا بافته دانسته و ادعا میکند که در ایران قوم فارس وجود ندارد و با «ایرانی» نامیدن خود میخواهد مردمان آسیمیله شده  زبانی  را تحت پوشش هویت غالب فارس در بیاورد  و  قوم فارس را بنام قوم ایرانی و اکثریت قالب کند. 

۴- نفرت قومی: تورکها اقوام وحشی متجاوز، فاقد مدنیت، غلام و برده فارسها بوده اند و هزار سال حکمرانی را مدیون فارسها هستند!

۵- انکار هویت تورکها: هویت تورکی آزربایجانیها را انکار کرده و در حد یکی از اقوام و تیره های ایرانی که هیچ جایگاهی در کشور بجز مرزداران غیور ندارند. 

۶- تحمیل هویت فارسی: تحمیل هویت هندی- تاجیکی( دَری- فارسی) تحت پوشش هویت کاذب "ایرانی".

۷- تحمیل زبان دری- فارسی: تحمیل زبان عقیم دَری- فارسی که بیش از ۸۰ درصد آن عربی، تورکی و غیره است.

۸- تحمیل سیستماتیک فرهنگ و آداب فارسی تحت پوشش ایران: تحمیل آداب و رسوم مختص فارسها به غیرفارسها مانند اعیاد و مراسم عمو نوروز( نژادپرستانه ضد سیاه پوستان)، روز عمر کُشان (ضد مذهب سنی)، سیزده بدر و موسیقی فارسی- دری(جعلی ایرانی)، رقص بابا کرم فارسی(بنام جعلی رقص ایرانی) و غیره.

۹- تحقیر فرهنگ و زبان تورکی بصورت نهادینه: ادعای کذب اینکه آذری یکی از زبانهای باستان ایرانی، زبان محلی، موسیقی محلی و رقص محلی، تحقیر و توهین زبان و فرهنگ تورکها در میدیای رسمی فارسی با جوک سازی، تعابیر توهین آمیز و نقش دون پایه دادن به کاراکترهای منتسب به تورکها در شعر و ادبیات فارسی و داستانها، فیلمها، کارتون ها و شوهای تلویزیونی فارسی. *3

۱۰- تخریب و یا مصادره آثار تاریخی و تمدن تورکان: تخریب آثار معماری، علمی و هنری باقیمانده از تمدن هزار ساله تورکان و یا مصادره و جعل آن آثار بنام فارسها همچنین کپی برداری از ملودی موسیقی و رقص تورکی، آداب و رسوم تورکی، حتی مصادره لغات و ضرب المثل های ترکی و هنر فرش و غذاهای آزربایجان و جعل آن بنام فارسی، ایرانی یا پرشین.

۱۱- جعل تاریخ: نوشتن تاریخ ساختگی باستانی برای فارسها و انکار تاریخ تورکان آزربایجان و مصادره فتوحات آن و آثار درخشان بجا مانده از آنها بنام فارسها. 

۱۲- دشمنی با نام و عظمت آزربایجان: تقسیم مملکت آزربایجان به استانهای مختلف و حذف نام آزربایجان از اکثر سرزمین تاریخی آزربایجان و تغییر نام تورکی شهرها و کوهها و رودها به فارسی بیانگر دشمنی هیستریک فاشیسم فارس با موجودیت آزربایجان است و ادامه این سیاست بخصوص در آزربایجان غربی با استان اورمیه نامیدن و گماردن استاندار غیربومی کورد و حمایت آشکار و پنهان دولت ایران و تمام جریانهای منتسب به سیستم تفکر فارس ایران مرکز از کوردهای مهاجر و گروهای تروریست کوردی که ادعای ارضی و خیال پردازانه ی کوردستان سازی در خاک مقدس آزربایجان را در سر می پرورانند. و شبکه های سایبری رژیم در داخل و خارج بصورت هماهنگ دشمنی با نام و عظمت آزربایجان را تبلیغ میکنند.*4

۱۳- تخریب محیط زیست و تغییر ترکیب جمعیتی: خشکاندن عمدی دریاچه اورمیه، سوزاندن و قطع درختان جنگلهای قره داغ و ضربه زدن به اقتصاد بومی برای سرعت بخشیدن به مهاجرت و خالی از سکنه کردن مناطق مرزی از ساکنین تورک، ترغیب کوردهای مهاجر عراقی برای سکونت دائمی در نوار مرزی جهت قطع ارتباط زمینی و فاصله انداختن فیزیکی تورکهای آزربایجان جنوبی با تورکهای تورکیه و آزربایجان شمالی.

۱۴- غارت منابع و ثروتهای اقتصادی آزربایجان: تاراج منابع غنی و ثروت های اقتصادی آزربایجان همچون طلا، مس و انتقال آن به مناطق فارس نشین و عدم تخصیص بودجه عمرانی لازم و ممانعت از سرمایه گذاری کلان در آزربایجان، جهت به فقر کشاندن مردم و کوچ اجباری و خالی از سکنه کردن آزربایجان برای رسیدن به اهداف فاشیستی فارس ایران مرکز. 

۱۵- تخریب اسطوره های تورک آزربایجان: کوبیدن مبارزان، اسطوره های ملی و تخریب پایه های قدرت فکری، ایمانی، شجاعت و ایثارگری مردان و زنان مبارز در طول تاریخ و معاصر در جهت کشتن روح اعتماد بنفس تورکها.*5

سیستم تفکر ایران مرکز(فارس) و استفاده ابزاری از دین و مفاهیم سیاسی 

سیستم تفکر فارس ایران مرکز، با دخل و تصرف در تعاریف جهان شمول، مفاهیم بنیادی دین، ایدئولوژی، دموکراسی و سکولاریزم را دسته مایه تحریف قرار داده و در راستای افکار فاشیستی خود، تعریف مورد دلخواه خود را ارائه میکند و در توجیه اعمال تبعیض آمیز و فاشیستی خود با کلی گویی و بهانه تراشی اینکه اسلام در خطر است یا کمونیسم جهانی و اتحاد طبقه کارگر در خطر است الان وقت طرح مطالبات مثلاً زبانی و فرهنگی نیست با برقراری دموکراسی همه چیز حل میشود. با دادن وعده های بادکنکی بدون تضمین، حتی حاضر نیستند حق و حقوق پایمال شده ملل غیرفارس را در روی کاغذ هم به رسمیت بشناسند. لذا تمامی گروههای سیاسی فارس در چارچوب سیستم تفکر ایران مرکز(فارس) برای پیشبرد اهداف شوونیستی و فاشیستی خود، بصورت فریبکارانه با انکار وجود قوم یا ملت فارس خود را ایرانی- سراسری یعنی قیم سایر ملل نیز قلمداد می کنند این گروهها  و روشنفکران فارس، چه آنهایی که در حاکمیت هستد مانند اصولگراها و اصلاح طلبان  و چه مخالفین حاکمیت مانند ملی مذهبی ها، نهضت آزادی، مجاهدین خلق، سلطنت طلب ، جبهه ملی ، حزب توده ، فدایی و سایر کمونیستها بدون استثناء از دین و ایدئولوژی، دموکراسی و سکولاریسم بصورت ابزاری و بنفع پان فارسیسم و بر علیه ملل غیرفارس و ملت تورک آزربایجان استفاده میکنند. *6

 بخش دوم:

"آزربایجان مرکزلی تورک دوٌشوٌنجه سیستیمی"

پایه های سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز چیست؟

اساس این سیستم بر پایه های هویت، زبان، تاریخ، جغرافیا و قدرت سیاسی استوار است. هویت تورکی آزربایجانی به عنوان یکی از قطبهای جهان تورک، زبان تورکی آزربایجانی به عنوان پایه ی روش تفکر و عمل، شکل دهنده فرهنگ و آداب، رفتار و خرد جمعی تمامی تورکهای آزربایجانی در دنیا به مرکزیت جغرافیای سرزمینی آزربایجان است که الیت سیاسی آن از بطن همین فرهنگ و زبان و جغرافیا برآمده و تاریخ حکمرانی هزار ساله، قدرت سیاسی آن را تعریف میکند. 

 سیر تاریخی " سیستم تفکر آزربایجان مرکز"

به استناد تاریخ مکتوب " سیستم تفکر آزربایجان مرکز" را حداقل  میتوان از دوره مادها- اسکندر مقدونی در سرزمین آتروپاتگان رصد کرد. که اولین دولتمداری مستقل در این خاک یعنی در سرزمین تاریخی آزربایجان برپا شده است. پرداختن به تک تک دولتمداری های آزربایجان مرکز در سرزمین تاریخی آزربایجان و سرزمینهای تحت حاکمیت تورکان آزربایجان  مسلما در این مقال نمی گنجد. لذا فقط به یادآوری تعدادی از سیستم های تفکر آزربایجان مرکز اکتفا میکنم و مابقی بحث های عمیق تاریخی و جزییات آن را بعنوان موضوعاتی برای پژوهش های تاریخی آتی برای نسل جوان تاریخ پژوه آزربایجان محول میکنم باشد که جزئیات حاکمیت های آزربایجان مرکز هر چه بیشتر برای عموم آشکار گردد و راه هرگونه سوء استفاده کنندگان ار مباحث تاریخی مسدود بشود.

چند نمونه از حاکمیت های با " سیستم تفکر آزربایجان مرکز":

مقاومت حماسی آزربایجان مرکز بابک خرمدین: ۲۲ سال مقاومت حماسی بابک در مقابل هجوم خلفای عباسی، کاملاً آزربایجان مرکز بود که با خیانت افشین فارسِ ایران مرکز از پشت خنجر خورد.

امپراتوری صفوی آزربایجان مرکز: امپراتوری صفوی که خاستگاه آن آزربایجان بود بعد از نفوذ تفکر شعوبی- فارسی ایران مرکز و انتقال پایتخت این حاکمیت آزربایجان مرکز از تبریز به اصفهان  رو به انحطاط  رفت و سرانجام با دسیسه های شعوبی- فارسی به زوال کشیده شد.

امپراتوری افشاریه آزربایجان مرکز: این امپراتوری از بطن امپراتوری صفوی برای نجات صفویان از چنگال شعوبیه فارس برآمده بود، نادر شاه افشار با درهم کوبیدن شعوبیه فارس در خراسان و اصفهان، با تاج گذاری در دشت مغان آزربایجان، مرکزیت را دوباره به خط فکری آزربایحان مرکز بازگرداند.

دوران کوتاه شعوبی ایران مرکز زندیه: بعد از ترور و به شهادت رساندن نادر شاه بزرگ توسط تروریستهای فارس- شعوبیه شاهد نابسامانی و آشفتگی در کشور و روی کار آمدن دوران کوتاه زندیه و بازگشت تفکر فارسی- شعوبی ایران مرکز هستیم.

امپراتوری قاجاریه آزربایجان مركز: آقا محمد خان قاجار با پایان بخشیدن به عمر کوتاه حاکمیت فارسی- شعوبی ایران مرکز زندیه، سیستم تفکر آزربایجان مرکز را با ولیعهد نشین کردن تبریز(پایتخت تاریخی آزربایجان) از نو تثبیت کرد. ولی با ترور و به شهادت رسیدن این شاه بزرگ و مقتدر دوباره سیستم تفکر فارس ایران مرکز از زمان فتحعلی شاه در حاکمیت قاجار رخنه کرد. فتواهای جهاد آیت الله های شعوبی- فارس ایران محور در ترغیب به جنگ با روسها که منجر به شکست و دو پاره شدن سرزمین تاریخی آزربایجان و از دست رفتن بخش بزرگی از خاک آزربایجان شد. و جمعیت تورک آزربایجان که حداکثر مطلق در امپراتوری قاجار بود به اکثریت نسبی تنزل کرد و بدینسان بخش مهمی از توطئه تضعیف سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز عملیاتی شد.

از دیگر عوامل ضعف تفکر آزربایجان مرکز در امپراتوری قاجار شکاف بین تبریز- تهران (دارالسلطنه و ولیعهد نشین قاجار، با پایتخت قاجار) نفوذ و رخنه عوامل روس و انگلیس در دولت و سیستم  امپراتوری قاجاریه بود که راه را برای هر چه بیشتر دور شدن حاکمان قاجار از آزربایجان را فراهم کرد. چنانکه قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی در انقلاب مشروطه که تلاشی برای زنده کردن  تفکر و سیستم آزربایجان مرکز بود  با دسیسه های همین عوامل انگلیس و روس  در حاکمیت قاجار ناکام ماند. در واقع انقلاب مشروطیت سر أغاز تقابل و رویارویی آشکار بین سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز با سیستم تفکر فارس ایران مرکز شد.

با شکست ماهوی مشروطیت، آخرین تلاشها در حفظ سیستم آزربایجان مرکز در قیام خیابانی بی ثمر ماند و امپراتوری قاجار سرانجام با گسستن از محوریت تفکر آزربایجان مرکز، بدست انگلیس منقرض و حکومت دست نشانده و تورک ستیز پهلوی به روی کار آمد. با روی کار آمدن سیستم  تفکر فارس ایران مرکز پهلوی، سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز بشدت آسیب دید.

اما در آنسوی آراز سیستم تفکر آزربایجان مرکز به رهبری محمدامین رسولزاده (۱۹۱۸) حکومت مستقل ملی تشکیل داد. شهید پیشه وری نیز در این سوی آراز حکومت ملی (۱۹۴۵) برپا کرد. و با همین سیر تفکر ائلچی بی(۱۹۸۹) جنبش احیای استقلال، میدان حرکاتی را رهبری کرد که یکی از دلایل فروپاشی سیستم کمونیستی شوروی شد و باعث استقلال ابدی تفکر آزربایجان مرکز در (۱۹۹۱) شد. در حال حاضر نیز تفکر آزربایجان مرکز در حرکت  ملی نوین آزربایجان جنوبی بصورت گفتمان غالب و بشکل پلورالیستی و دموکراتیک در جریان است *7

بعد از سقوط امپراتوری تورک عثمانی که منجر به فروپاشی سرزمینی آن شد بخش اصلی آن یعنی آناطولی با مقاومت ملت تورک و برپایی جنبش رهایی ملی، حاکمیت خود را در شکل نوین دموکراتیک و با اعلام جمهوری تورکیه ادامه دادند. اما با کودتای انگلیسی رضاخان و سقوط امپراتوری تورک قاجار، کل سرزمین قاجار، حتی سرزمین اصلی تورک قاجار یعنی آزربایجان هم بدست عوامل انگلیس افتاد. استعمار پیر این بار بجای فروپاشی سرزمینی پروژه فروپاشی سیستم ممالک محروسه خودمختار فدرال را با کشت و کشتار تبدیل به سیستم متمرکز فاشیستی فارس وابسته بخود کرد و رژیم اقلیت فارس ضد تورک رضا میر پنج با کنار گذاشتن تدریجی رجال سیاسی تورک و سرکوب هرگونه مقاومت توانستند حاکمیت فاشیستی فارس را تثبیت کنند با این حال بعضی از رجال و روشنفکران و سرمایه داران و بازاریان تورک آزربایجانی خوش بینانه فکر میکردند که همچنان اقتصاد ایران را در کنترل خواهند داشت و در بزنگاه های سیاسی داخلی، منطقه ای و جهانی در ایران قادر خواهند بود قدرت سیاسی ایران را در فرم جدیدی به تورکهای آزربایجان برگردانند. موقع بزنگاه سر رسید (جنگ جهانی دوم) اما آنچه باید میشد اتفاق نیافتاد. بعد از دستگیری و تبعید تحقیرآمیز رضاخان به آفریقا و دخالت عریان قدرتهای خارجی در انتقال قدرت به پسر رضاخان و تداوم سیاست ضد تورک رژیم اقلیت فارس، زمینه بازگشت تورکها به قدرت در ایران بکلی از بین رفت. و برای اولین بار آزربایجان بصورت جدی به فکر تشکیل حکومت ملی  تورک در مقابل حکومت فارس شد دلایل عمده این رویکرد سرکوب سیستماتیک سیاسی و فرهنگی، سیاست تضعیف و نابودی تدریجی اوضاع اقتصادی آزربایجان بود که باعث مهاجرت نیروی کار و سرمایه و نخبگان به تهران و مناطق مرکزی فارس نشین شده بود. بعبارتی یگر، ایده مبارزه برای بازگشت به قدرت تورکهای آزربایجان برای کنترل کل ایران بالاجبار جای خود را به مبارزه برای رهایی ملی و ایجاد دولت ملی در جغرافیای تاریخی آزربایجان داد. هر چند ایده تشکیل دولت ملی خارج از حاکمیت مرکزی در قیام شیخ محمد خیابانی اتفاق افتاده بود اما تشکیل دولت ملی و اجرای بی نظیر و موفق آن توسط حکومت ملی آزربایجان به رهبری جعفر پیشه وری در ۲۵-۱۳۲۴ به عنوان تجربه موفق و فراموش نشدنی در اداره دموکراتیک و خارج از مرکز در سرزمین آزربایجان  یکبار دیگر سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز را در مقابل سیستم ایران مرکز قرار داد. 

با وجود رشد خودآگاهی ملی، هنوز اکثر تورکهای آزربایجان جنوبی برای خارج شدن از حصار ساختارهای ذهنی فارس مرکز با موانع جدی روبرو بوده و تحت تاثیر ذهنیت غیر خودی قرار دارند. جوهره اصلی این تفکر بر اساس «ما» ی فارس است که ضد تورک میباشد. البته در بسیاری از موارد خودمان بخاطر تنبلی و یا خوش باوری دچار کج فهمی شده و برای اثبات حقانیت خودمان «ما» ی خود را در قالب «ما»ی سیستم سلطه فارس تعریف میکنیم. هرچند  این کنش در دوران خفقان شدید رژیم پهلوی(۵۷ -۱۳۲۵) بعد از قتل عام ۲۱ آذر قابل درک بوده اما بعد از انقلاب و مخصوصا در عصر اینترنت و اطلاعات آزاد  دیگر جای هیچ گونه توجیهی ندارد. امروز با گذشت بیش از سه دهه از حرکت ملی، ملت تورک آزربایجان توانسته است با شکستن تابوها، ضربات محکمی بر «ما»ی سلطه و ساختارهای ذهنی فارس مرکز وارد کند. بجای آن جوهره اصلی و بنیانهای ذهنی آزربایجان مرکز، یعنی «ما» ی خودی را بازسازی کند.

سیستم تفکر دوگانه 

در طول دو دهه اول حرکت ملی، بخش قابل توجهی از ملت آزربایجان حتی در بیان مطالبات ملی گرفتار سیستم تفکر دوگانه و توأمان یعنی سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز + سیستم تفکر ایران مرکز بودند.  و با نوشتن نامه های سرگشاده، دلخوش به کسب اجازه تدریس دو واحد زبان تورکی (کلاس اکابر) برای بزرگسالان در چند دانشگاه و همراهی و مماشات با استمرار طلبان به اصطلاح دوران طلایی امام بودند. 

البته هنوز جریانها و شبکه هایی هستند که در دهه چهارم حرکت ملی گاهگاهی به تکرار این شیوه ها متوسل می شوند و مطالبات ملی را در حد رفع تبعیض! کوچک کرده و در چارچوب سیستم سلطه فارس مطرح میکنند یا هنوز گرفتار ذهنیت مسلط سیستم تفکر فارس مرکز هستند یا وابسته به جریانهای مزدور و پارالل ساخته رژیم هستند که هدف شان منحرف کردن حرکت ملی آزربایجان و جلوگیری از شکوفایی و نهادینه شدن سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز است.  لذا حرکت ملی با مردود شمردن سیستم تفکر دوگانه، تاکید بر تفکر مستقل و آزربایجان مرکز دارد چرا که با موضوعات نه برخورد موردی بلکه  بصورت " تفکر سیستمی، جامع و نظام‌ مند" برخورد می‌کند. *7

خوشبختانه حرکت ملی نوین آزربایجان در ۳۳ سال گذشته ضربات محکمی بر  سلطه گری سیستم تفکر ایران مرکز وارد کرده و توانسته است ملت آزربایجان را از اسارت فکری یعنی قالبِ ذهنیتِ فارسِ ایران مرکز رها سازد  و با بازگشت به خویشتن حقیقی خود، دست به احیاء قالبِ ذهنیتِ تورک آزربایجان مرکز بزند تا بتواند با بازسازی جوهره ذهنی خود و تقویت بنیانهای ملی از جمله هویت، زبان، فرهنگ تورکی و معنای وطن و خاک را در قالب «ما» ی تور کِ آزربایجان و با سیستم تفکر آزربایجان مرکز به یکدیگر پیوند دهد. 

مشخصات و تعاریف پایه های سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز

1- هویت: تورک آزربایجان

2- زبان: تورکی آزربایجانی

3- تاریخ: تاریخ هزاران ساله تورکان آزربایجان *8

4- اسطوره های ملی: بابک، ستارخان، شیخ محمد خیابانی، جعفر پیشه وری،  شهدای حرکت ملی 

5- وطن: آزربایجان واحد به مرکزیت تبریز. *9

6- جغرافیا: سرزمین تاریخی آزربایجان 

7- تئوری: مانیفست و تئوری حرکت ملی آزربایجان از جمله استراتژی، تاکتیک و هدف آن بر پایه " سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز" است. 

8- کسب قدرت سیاسی: مبارزه برای کسب قدرت سیاسی بر اساس " سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز" است. با تکیه  بر سابقه دولتمداری تاریخی هزار ساله امپراتوری آزربایجان، بعلاوه دولت مستقل آزربایجان شمالی و حکومت ملی یکساله آزربایجان جنوبی در دوره معاصر.

سیستم تفکر اخلاقی- معنوی  

اگر ما بخواهیم از منظر اخلاقی و معنوی به این دو سیستم تفکر بنگریم می بینیم که اشتراکات فرهنگی، اخلاقی و معنوی تورکان آزربایجان هیچ گونه سنخیتی با سیستم تفکر فارس ایران مرکز ندارد و با وجود دویست سال جداسازی ملی- جغرافیایی، شرایط سخت محرومیت و سرکوب توسط اشغالگران، یک آذربایجان فرهنگی همواره وجود داشته است که از نظر معنوی و اخلاقی هرگز تقسیم نشده است. این روح ملی و معنوی واحد را ما در قصه‌های مادران، بایاتی‌ها و آواز عاشیق‌ها، آداب و رسوم، فیلمها و نمایشنامه های ملت تورک آزربایجان از دربند و بورچالی گرفته تا ورامین و اراک و غروه، حتی در شمال خراسان، قاشقای یورد و غیره می‌بینیم. پر واضح که تورکهای آزربایجان هیچکدام از این اشتراکات را با سیستم تفکر اخلاقی- معنوی فارس ایران مرکز ندارند. 

 مختصات جغرافیایی "تفکر تورک آزربایجان مرکز"

جغرافیای آزربایجان بخشی از جغرافیای جهان تورک است که سرزمین بهم پیوسته آن در ۲۰۰ سال گذشته دستخوش تجزیه و اشغال شده است و در یکصد سال اخیر آزربایجان جنوبی حداقل به ۱۱ استان تقسیم شده است و بجز دو استان نام تاریخی آزربایجان از این مناطق برداشته شده است.

۱- جغرافیای بهم پیوسته: سرزمین تاریخی بزرگ آزربایجان از شمال شامل دربند، بورچالی، خانات تاریخی از جمله ایروان در ارمنستان، آزربایجان شمالی مستقل و استانهای اردبیل، آزربایجان غربی و شرقی، زنگان، همدان، قزوین ، البرز و قسمتهای بزرگی از استانهای تهران، گیلان، مرکزی، قم، و قسمتی از کردستان و کرمانشاه است. که تورکهای ساکن در آنها علیرغم تقسیمات جغرافیایی  به تفکر تورک آزربایجان مرکز در سرزمین بهم پیوسته تعلق دارند.

۲- جغرافیای غیر پیوسته: شمال خراسان، قاشقای یورد و بخش هایی از استان اصفهان و کرمان و مناطق کوچک و کم جمعیت دیگر بدون استثناء تورکهای مهاجر با ریشه های آزربایجانی هستند و به تفکر آزربایجان مرکز تعلق دارند. بعبارتی دیگر وقتی صحبت از پراکندگی جغرافیایی جمعیت تورکان می کنیم اول باید بهم پیوسته گی فکری  و بعد سرزمینی را مد نظر قرار دهیم مانند: 

- قزوین آزربایجان مرکز/ آزربایجان مرکزلی قزوین

- تهرانِ آزربایجان مرکز/  آزربایجان مرکزلی تهران

- کرجِ آزربایجان مرکز/  آزربایجان مرکزلی کرج

- قمِ آزربایجان مرکز/  آزربایجان مرکزلی  قوم

- زنگان، اردبیل، انزلی، سویوق بولاق، قروه، سونقور، بیجار، همدان، ساوه، اراک آزربایجان مرکز/ آزربایجان مرکزلی ... و سایر.

- قاشقای یورد با تفکر تورک آزربایجان مرکز / آزربایجان تورک دوٌشونجه مرکزلی قاشقای یورد 

- خراسانِ یورد با تفکر تورک آزربایجان مرکز/  آزربایجان تورک دوٌشونجه مرکزلی خوراسان یورد

تقویت حرکت ملی مستقل در مناطق غیر پیوسته: تقویت و حفظ تفکر تورک آزربایجان مرکز در مناطق نا پیوسته مانند قاشقای یورد و خوراسان یورد از طرفی باعث دفع تفکر فارس ایران مرکز و از طرفی دیگر باعث تقویت حرکت ملی مستقل در مناطق غیر پیوسته تورک با حمایت حرکت ملی آزربایجان جنوبی میشود.

 بخش سوم: 

پدیده دگر مرکز بینی در میان تورکهای آزربایجان جنوبی

در جوامع چند ملیتی میتوان عوامل مختلفی را از نظر جامعه شناسی و روانشناختی در شکل گیری ذهنی «دیگر مرکز بینی» فردی و گروهی دخیل دانست. اما گرایش به  « دگر مرکزبینی» میان کُبکی ها در کانادا و کاتالانها در اسپانیا به خاطر تحصیل به زبان مادری خود در تمام سطوح و داشتن دولت ملی خود، با وجود در اقلیت بودن در حد صفر میباشد. در حالیکه گرایش آزربایجانیها به «دگر مرکز بینی» در ایران با وجود در اکثریت نسبی بودن و داشتن سابقه حکمرانی هزار ساله، بخاطر نداشتن دولت ملی خود و ممنوعیت آموزش به زبان مادری در حد بسیار بالایی قرار دارد. از طرفی دیگر عدم کاربرد زبان  مادری تورکی و جایگزین کردن آن با زبان تحمیلی فارسی نه تنها سرعت یادگیری و انتقال را در آزربایجانیها کم کرده است بلکه به سرعت تفکر، تولید فکر مستقل آنها هم صدمه زده است. از آنجا که هر زبانی به روشی متفاوت دنیا را تشریح  میکند لذا اکثر آزربایجانی هائی که به زبان تحمیلی فارسی تحصیل کرده و صحبت می کنند نه تنها طرز تفکرشان متزلزل و دوگانه شده است بلکه مرکز ثقل تفکرشان نیز عمدتاً به سمت غیر خودی گرایش پیدا کرده است و این همان جبرگرایی زبانی است که ناخودآگاه شیوه تفکر بسیاری از تورکهای آزربایجانی فارسی آموزش دیده را غیر خودی و هماهنگ با سیستم تفکر مرکزگرای فارس تهران کرده است. 

برای برون رفت از شیوه تفکر غیر خودی بیگانه فارسی و مرکزگرای تمامیت خواه که با فرافکنی تورکهای آزربایجان را تهی از خاک، سرزمین و وطن و نوعی فرا وطن" فاذری" یا بعضا ایل تورک ایران میخوانند، در سه دهه گذشته حرکت ملی آزربایجان بسترهای مختلفی را برای بازگشت به شیوه تفکر خودی « سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز» ارائه کرده است.علیرغم تمامی ممنوعیت ها، سرکوبها و محدودیت ها، فعالان حرکت ملی به کمک رسانه های آزاد و خارج از کنترل دولت، از طریق ماهواره، اینترنت و سوسیال میدیا توانسته اند سدَ سانسور را بشکنند و با کارهای فرهنگی و آموزشی و حتی سیاسی، تفکر "تورکی" آزربایجان مرکز را در مقابل تفکر "فارسی" ایران مرکز جا بیاندازند تا حدی که رژیم اقلیت فارس نتوانست با راه انداختن شبکه های پارالل و نفوذی در مقابل آن بایستد. و جالب اینجاست که با رشد فزاینده خودآگاهی ملی، نسل اول و دوم تورکهای آزربایجانی ساکن تهران و کرج که زیر سقف فرهنگ مسلط فارسی و تحت فشار شدید دستگاه آسیمیله هستند گرایش بیشتری به سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز دارند. حتی تورکهای آزربایجانی ساکن در خارج از جغرافیای بهم پیوسته آزربایجان که در محاصره کامل تفکر مرکزگرای فارس قرار دارند مانند استانهای اصفهان و مناطق شمال خراسان و قاشقای یورد بقدری با گفتمان حرکت ملی آشنا هستند که آزربایجان را قبله گاه تفکر خود می دانند چون اثرات مخرب سیستم تفکر فاشیستی فارس مرکز را بهتر از مناطق پیوسته در شهرهای با اکثریت تورک حس میکنند.

افشاء و طرد تفکر کهنه تحریف مسئله آزربایجان

یکی از فریبکاریهای فاشیزم فارس که بصورت تعمدی و توسط عوامل فریب خورده آزربایجانی احزاب کمونیستی فارس مانند حزب توده و فدائیان و دیگر استالینیست پان ایرانیستها ابداع و تا اواخر دهه شصت شمسی رایج شده بود عبارات « ستم ملی» و « رفع تبعیض ملی» میباشد. که هدف اصلی آنها نه حل ریشه ای مسئله بلکه  کوچک جلوه دادن مسئله آزربایجان و تقلیل آن در حد مشکل رفت و آمد معلولین با صندلی چرخدار ( تبعیض) و نبود امکانات کافی بوده است. 

بعد از به شکست کشاندن حکومت ملی (۱۳۲۵) و ادغام اجباری فرقه دموکرات آزربایجان در حزب توده و ترور شهید پیشه وری توسط KGB و سرکوب حرکت نجات ملی در خارج، برای جلوگیری از ادامه حرکت ۲۱ آذر در داخل، تفکر فارس ایران  مرکز  کمونیست دایه مهربان تر از مادر شده و خود را مدافع حقوق تورکهای آزربایجان جا زده بود. با سرپوش گذاشتن و چشم پوشی به کشتار جمعی ۳۰-۲۵ هزار مردم آزربایجان، ضمن ادامه همکاری با رژیم جنایتکار پهلوی در سطح وزرا، با نشر اعلامیه  ادعای مبارزه برای رفع تبعیض ملل و مبارزه بر علیه «ستم ملی» کرده بود! اما نیت و هدف اصلی شان علاوه بر کوچک کردن مسئله أزربایجان، کم ارزش کردن مبارزه ملی و تحت کنترل درآوردن فعالین ملی آن دوره و  استفاده ابزاری از آنها برای اهداف ایدئولوژیک و پان ایرانیستی خود بقصد خفه کردن حس ملی و تعصب ملی هویتی و زبانی تورکها و از بین بردن آمال بزرگ ملت آزربایجان جنوبی برای همیشه بود. بدین ترتیب دست به تحریف ماهیت مبارزه ملت تورک آزربایجان زدند و مسیر مبارزه ملتی را که سرزمینش اشغال و دولت ملی دموکراتیک اش برچیده شده است و هزاران نفر از اهالی اش شهید، زخمی و مجبور به جلای وطن شده، بجای خونخواهی و به محکمه بین المللی کشاندن رژیم جنایتکار پهلوی و اخراج متجاوزان اشغالگر و برپایی مجدد حکومت ملی خود به بیراهه کشاندند.

تفکر فارس ایران مرکز، کمونیست متوهم آزربایجانی را به سفارش اربابانشان در مسکو و تهران در کنج زیرزمین حزب توده و فدایی جمع کرده و دعوت به مبارزه برای رفع تبعیض و صلوات بر لنین و استالین میکردند. حاصل این فریبکاری تربیت یافته گان استالینیست آزربایجانی شستشوی مغزی شده و پان ایرانیست بود که در اوان پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ به جای پرداختن به مسئله ملی و برپایی مجدد حکومت ملی، اکثراً ضد امپریالیست و حامی روح الله خمینی شدند و با طرفداری از ماده ۱۱۰ ولایت فقیه و مخالفت با حرکت خلق مسلمان آزربایجان، در سرکوب ملت خود با تفکر مرکزگرای فاشیسم فارس همکاری کردند.

اما تفکر تورک آزربایجان مرکز، با حرکت ملی مستقل خود در سه دهه اخیر دست کثیف تمامی این دغل بازان  را رو کرد و با سند  و مدرک ثابت کرد که مسئله ملی آزربایجان بزرگتر از آنست که در حد مطالبه دو واحد کلاس اکابر تورکی و رفع ستم ملی کوچولو قلمداد شود. مسئله ملی آزربایجان خیلی عمیق، اولوم قالیم داواسی( جنگ هستی و نیستی)، کلان و کاملاً سیاسی است و تنها راه حل آن، مبارزه همه جانبه سیاسی و بیرون راندن اشغالگران رژیم فاشیستی اقلیت فارس از سرزمین تاریخی آزربایجان است. با توجه به اینکه مسئله از بین بردن هویت، زبان و حتی اقتصاد آزربایجان جنوبی، پروژه ای از پیش تعیین شده بوده و یکصد سال از قدمت آن میگذرد لذا تنها راه متوقف کردن این روند تشکیل دولت مستقل ملی آزربایجان جنوبی میباشد.*10 

 تشدید حملات رژیم و تغییر تاکتیک جنگ تئوریک 

در ده سال اخیر رژیم اقلیت فارس علاوه بر تشدید تبعیض ها و سرکوب ها، تنور جنگ تئوریک بر علیه سیستم تفکر آزربایجان مرکز را در میدیای فارس و دانشگاهها داغ کرده و دست سینه چاکان فاشیزم آریایی را در این مورد خاص باز گذاشته است. با تخصیص بودجه های کلان چند میلیاردی به طرح موضوعاتی چون حفظ و توسعه حوزه " زبان فارسی"، گسترش حوزه فرهنگی "هلال شیعی- شعوبی فارسی"، نفوذ و عمق استراتژیک حوزه " تمدنی ایرانی" و غیره پرداخته و  جریانات فاشیستی- آریایی را تحت پوشش نام تلطیف شده جریان « اندیشه ایرانشهری» براه انداخته است.*11

با رشد آگاهی ملی تورکهای آزربایجان و بی تاثیر شدن تئوری «سیستم تفکر ایران مرکز» فارسی بر اکثر تورکهای آزربایجان و نگاه غیرخودی به آن، رژیم دست به تغییر تاکتیک زده است. از جمله با استفاده از آزربایجانیهای شدیداً آسیمیله شده خودباخته و مزدوران خودفروخته، دست به راه اندازی شبکه های پارالل زده و به ظن خود توپ را در زمین خود آزربایجانیها بیاندازد تا نتیجه تقابل این دو سیستم تفکر را با گل به خودی زنهای مانقورد و نفوذیهای مزدور به ضرر سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز تمام کند. شبکه آذریها که متشکل از آزربایجانیهای دورگه و مانقورت شده، ارمنیها و فارسهای تورک زبان دان و مزدوران قلم بدست رژیم و شرکاء، همینطور شبکه فریبکارانه م. بهاری رژیم با تئوری ایران تورک ائلی و دیگر جریانهای پارالل وابسته به اصلاح طلبان، سپاه، اطلاعات و شبکه های سایبری رژیم هستند که با وجود صرف هزینه های هنگفت نه تنها نتوانستند تفکر تورک آزربایجان مرکز را از مسیر خود منحرف کنند بلکه در مواردی مجبور به عقب نشینی مصلحتی و تلطیف مقطعی تئوریهای فاشیستی خود شدند.*11

 سخن آخر   

 سخن آخر اینکه ماهیت تفکر در دو سیستم تفکر آزربایجان مرکز و ایران مرکز کاملا متفاوت، متضاد و تقابلی است و مانند یک جنگ تمام عیار در همه عرصه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در جریان است. "سیستم تفکر فارس ایران مرکز" کاملاً فاشیستی و ضد تورک است مستقل نبوده و برای حفظ سیستم موجود با سیاستهای بخشی از قدرتهای جهانی بصورت موازی و هماهنگ عمل میکند. با این حال علاوه بر شیوه ی تفکر سخت افزاری تهاجمی با بکارگیری شیوه تفکر نرم افزاری دست به فریبکاری میزند. اما "سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز" مدنی و دموکراتیک است و با بهره گیری از انواع روشهای تفکر از جمله تفکر خلاق، انتقادی، انتزاعی و پرداختن به عمق مسائل، با موضوعات نه برخورد موردی بلکه  بصورت " تفکر سیستمی، جامع و نظام‌ مند" برخورد می‌کند. مستقل بوده و با تکیه بر انسجام  ملت تورک در آزربایجان جنوبی و همسویی و اتحاد با جهان تورک در مقابل سیستم تفکر فارس ایران مرکز ایستاده است و گفتمان ملی را بر اساس "آزربایجان مرکزلی تورک دوٌشوٌنجه سیستمی" سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز نهادینه کرده و به  مبارزه خود ادامه میدهد.* 12

  ................******............... 

  پیوست ها:

*1- بررسی جامع  و پرداختن به زوایای مختلف « سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز» نیازمند پژوهش های تاریخی و دوره ای گسترده و انتشار کتابهای قطور میباشد و بدیهی است که در یک مقاله نمی گنجد. لذا نگارنده با ارائه کدهایی سعی دارد به نقاط کور این دو سیستم تفکر نوری بتاباند. گذشته و آینده ملت خود را از منظر سیستم تفکر آزربایجان مرکز بررسی و  ارزیابی کند.

*2- اساس تفکر شعوبیه، تراشیدن هویتی جدید بر پایه تاریخ دروغین و تحریف شده قبل اسلام برای فارسها و تطهیر و تقدس تاریخ قبل اسلام فارس ها بوده است که پیروان این تفکر در طول قرنهای متمادی در زیر عبا- نژادپرستی فارسیِ آغشته به مذهب را ترویج دادند و با مهارت خاصی توانسته اند بسیاری از دروغها و جعلیات خود را به صورت یک اصل علمی، تاریخی، مذهبی، ادبی ... به خورد جهانیان دهند و بسیاری از محققین بی خبر را فریب دهند. دکتر محمود افتخار زاده در کتاب «شعوبیه ناسیونالیسم ایرانی» در خصوص اهداف شعوبیه و هنر جعل آنها می نویسد: "هنر بسیار بزرگ سیاسی شعوبیه  تطهیر و تقدیس پیشینه سیاسی-فرهنگی ایران، تعظیم و تکریم ساسانیان، احیاء و تجلیل مظاهر ملی- فرهنگی ایران، ستایش قهرمانان ایران و اسلام، توجیه اشغال، شکست و سقوط ساسانیان ...»(ص۲۲۷) و اهریمن سازی از عرب و تورک بود. و در تمام عرصه ها ازجمله؛ ۱- تاریخ ۲- تفسیر: تاویل و تطبیق برخی از آیات قرآن ۳- حدیث و کلام: جعل احادیث از زبان پیامبرو امامان ۴-فقه:  تحریف مبانی حقوقی- قضائی 5- عرفان: جعل حلول معنویت فارسی در تصوف اسلامی، انتقال روح کاذب آریائی 6- ادبیات: نثر و نظم، امثال و حکم، کلمات قصار، شعر جبهه پهناور و تهاجمی و بی امان هجو علیه اشراف، قبائل، افراد، مفاخر و مظاهر عربیت و تفاخر نژادی عجم بر عرب و تاجیک- فارس بر تورک در شعر و امثال و حکم فارسی.

*3- حذف نام آزربایجان رژیم اقلیت فارس با تفکر ایران مرکز در راستای سیاست شوم حذف نام آزربایجان(آذ شرقی، آذ غربی) و استان اورمیه خواندن آن و تغییر دموگرافی به قصد قطع ارتباط زمینی با برادرانمان در آنسوی رود آراز و ترکیه و حمایت از فعالیت گروههای تروریستی در  آزربایجان غربی، همچنین با حمایتهای سیاسی و اقتصادی از گروه اتنیکی کورد و مهاجرین کورد عراقی سودای اشغال آذربایجان غربی را در سر می پرورانند. تا جائیکه گروههای تروریستی در سایه درآمد های کثیف از قاچاق کالا و مواد مخدر- نارکو تروریسم و حمایتهای پیدا و پنهان فاشیزم فارس آزادانه به اقدامات تروریستی و توسعه طلبی ارضی خودشان ادامه می دهند.

*4- نفرت پراکنی رسمی از قبیل پخش پرسشنامه «طرح فاصله اجتماعی» توسط صدا و سیما (۱۳۷۴) کارتون و متن «چه کنیم سوسکها سوسکمان نکنند؟»(۱۳۸۵) ،  برنامه فیتیله و غیره.

*5- تضعیف روحیه فعالان ملی، سست کردن و خالی نمودن قدرت حرکت ملی از درون با انتشار مطالب پر از توهین و تحقیر و تروریست خواندن سمبل های مقاومت آزربایجان در برابر سیستم سلطه مرکزگرا همچون ستارخان، شیخ محمد خیابانی، پیشه وری و سایر مبارزین ملی آزربایجان که جانشان را در راه رهایی ملت آزربایجان فدا کرده اند را مورد حمله قرار داده است. 

*6- چپ پان ایرانیست کلوب سالخورده گان توده ای- فدایی و دیگر جهان وطنی های کمونیست آزربایجانی و مذهبیون مرکزگرای دنباله رو استمرار طلبان دوران باصطلاح طلایی امام هستند.

*7- سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز در تاریخ معاصر نیز بصورت دوگانه تبریز- تهران ( دارالسلطنه- ولیعهد نشین قاجار- پایتخت) در دوران مشروطه «جمعیت غیبی تبریز» و در نهضت خیابانی و در حکومت مستقل ملی برهبری محمدامین رسولزاده، حکومت ملی برهبری پیشه وری و میدان حرکاتی برهبری ائلچی بی و در حرکت  ملی نوین آزربایجان جنوبی با سه شعار محوری « آزربایجان وارلسون - ایسته میئن کور اولسون، هارای هارای من تورکم، آزربایجان بیر اولسون مرکزی تبریز اولسون»  بصورت پلورالیسم و دموکراتیک دنبال میشود.

*8- استاد محمد تقی زهتابی درباره نام آزربایجان در کتاب «تاریخ دیرین ترک های ایران» جلد دوم مینویسند: امروزه خاک آزربایجان از نظر جغرافیایی، طبیعی و اقتصادی به همسایگان خود وابستگی ندارد و یک کشور مستقل است. آذربایجان از فلات ایران جداست. … با حمله اسکندر و از بین رفتن هخامنشیان شرایط لازم بوجود آمد و آتروپات از این فرصت استفاده کرد و حکومت مستقل مادها را بوجود آورد. … به این دولت جدید به درستی «ماد آتروپاتشن» و یا «ماد کوچک» و یا «آتروپاتکان» می گفتند. این حکومت جدید و مستقل خاک امروزین آزربایجان (شمالی و جنوبی) را احاطه کرده بود. حکومت ماد کوچک بعد از آتروپاتکان  نیز به حیات خود ادامه داد و بعدها نام آزربایجان را بخود گرفت.

*9- وطن و خاک در فرهنگ آزربایجان امری مقدس می باشد. پان ایرانیستهای راست و چپ، وطن پرستی را فقط برای خود میخواهند و به دیگر ملتها حرام دانسته و با شعارهای امت اسلامی و جهان وطنی، تفکر ایران مرکز فارسی را به پیش میبرند. متاسفانه این دو جریان با رخنه در حرکت ملی این گفتمان غلط  را از زبان امام جمعه های مزدور رژیم با شعار به غایت غلط « آزربایجان  خاک اسلام است» چون هیچ خاک و وطنی منسوب به دین نیست. و از زبان بعضی افراد با گرایش چپ است که با استناد به آموزه های دروغین جهان وطنی لنین ادعا میکنند که در آزربایجان « وطن عبارت از روستاي محل تولد بود و از زندگي در ده مجاور، بنام  روزگار غربت ياد مي­شد.» سعی در بی اهمیت جلوه دادن خاک و وطن میکنند. در صورتی که، قبل از رایج شدن پدیده دولت- ملت در اروپا و ایران، ملت تورک آزربایجان در طول تاریخ هزاران ساله خود همیشه برای خاک و وطن خود جنگیده و خون داده است و از نظر فرهنگی هم نمونه بارز آن را در بایاتی ها و ترانه های فولکلور و همینطور در تاریخ معاصر میبینم که میرزا حسن رشدیه کتاب اول ابتدایی به زبان تورکی را بنام « وطن دیلی» چاپ و تدریس میکند. یعنی زبان تورکی مفهوم جغرافیایی وسیعتر از روستای زادگاه داشته و فراتر از زبان مادری، زبان وطن آزربایجان نیز بکار برده  شده است. 

*10- چند نمونه از تقابل میدانی دو سیستم تفکر در دهه های اخیر

حرکت خلق مسلمان: تقابل دو سیستم تفکر در مبارزات ۸ ماهه خلق مسلمان آزربایجان در سال(۱۳۵۸). 

جنگ اول قره باغ: اولین تقابل دو سیستم تفکر فارس و تورک در حرکت ملی نوین آزربایجان  سال ۱۳۶۹ در تبریز و تهران در اعتراض به جنایات جنگی ارمنستان در قره باغ اتفاق افتاد که در اعتراضات دانشجویان و مردم در جلوی سفارت و کنسوگری ارمنستان فقط تورکهای آزربایجانی شرکت داشتند.

تقابل دو سیستم فکری و نقاط عطف در حرکت ملی: اعتراضات به پرسشنامه فاشیستی صدا و سیمای فارس(۱۳۷۴)- اعتراضات به تقلب انتخابات مجلس پنجم در تبریز (۱۳۷۵)- قورولتای بابک (۱۳۷۹الی ۸۳)- قیام خرداد آزربایجان(۱۳۸۵)-عدم شرکت در جنبش سبز فارس(۱۳۸۸) تجمع های ورزشی حول تراکتور و سایر تیمهای آزربایجان 

جنگ دوم قره باغ : حمایت از قره باغ و اعتراض به رژیم بخاطر ارسال اسلحه به ارمنستان و بسیاری از موارد تقابل میان دو سیستم تفکر آزربایجان مرکز با ایران مرکز که در تمام عرصه ها و شب و روز در ابعاد مختلف در جریان است.

*11- «اندیشه ایرانشهری» جریان فاشیستی زیرپوستی است که سال هاست با تکرا ر تئوری پردازیهای فاشیستی محمود افشار یزدی، سید حسن تقی زاده، ارانی ، شفق و  کسروی و... توسط مانقورت خودباخته سید جواد طباطبائی شاخ و برگ داده شده و با مجوز و تشویق رژیم در دانشگاهای ایران تبلیغ میشود که هدفش ترویج افکار فاشیستی و نژادپرستانه آریایی و تورک سیز است. افرادی با اندیشه ایرانشهری همچون عباس آخوندی و سریع القلم و غیره در لایه های بالای دولت نیز حضور دارند. تنها حزب زمان شاه که بعد از انقلاب ۵۷ فعالیتش آزاد بوده حزب پان ایرانیست پزشکپور و بنیاد محمود افشار بوده است. اندیشه ایرانشهری برنامه‌ای مخوف و فاشیستی است که برای فردای ایران و جهت تکمیل یکسانسازی و نسل کشی ملل غیر فارس طرح‌ریزی شده است. حامیان زیادی در اپوزیسیون خارج نیز دارد سلطنت طلبان و افراد مانقوردی چون عباسعلی جوادی، تورج اتابکی و غیره دارند.

نفوذ اشخاص و جریانهای وابسته به تفکر فارس ایران مرکز در حرکت ملی بنام فعال ملی از طریق رژیم و اشخاص وابسته به اپوزیسیون اصلاح طلب، کمونیست، سلطنت طلب و غیره مشهود است و تعدادی از اینها با فریبکاریهای خاص، یک شبه میللیت چی شده و حرفهای به نرخ روز و عامه  پسند بر زبان میاورند و شانس خود را برای کسب مشروعیت « میللیتچی، تورکچو و آزربایجانچی» بودن با حضور در میدیای آزربایجان می آزمایند تا با فرصت طلبی در همایشها و اجلاس دشمنان ملت تورک آزربایجان یعنی سلطنت طلبان و مجاهدین و شورای گذار بعنوان فعال حرکت ملی و نماینده (قوم!) آزربایجان در خدمت فاشیسم فارس باشند. بعضی از این افراد مانند نورالدین پیرموذن و رضا مریدی و ... پرونده قضایی دزدی و سابقه سیاسی ضد تورکیه و ضد آزربایجان و طرفداری از ارمنستان و گروههای تروریستی کوردی دارند.

*12- مهران بهاری نام جعلی شبکه مجهول الهویه ساخته رژیم در خارج است  بنا بر شواهد بسیار مهران بهاری فقط یک شخص نیست بلکه یک تیم و یک شبکه اطلاعاتی دهها نفره است که تحت نظارت سرویسهای اطلاعاتی و ساوامای رژیم ج. ا. ایران اداره میشود. که با تئوری فریبکارانه ایران تورک ائلی (تهران مرکز) و حذف مرکزیت آزربایجان در ظاهر با بکارگیری شیوه « رسیدن از کل به  جزء» اول بفکر تشکیل دنیای تورک یعنی توران بزرگ و بعد آزربایحان است. اما در اصل هدفش نجات ایران از فروپاشی، تحریف حرکت ملی استقلال طلبانه و جلوگیری از شکوفایی و نهادینه شدن سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز است. م.بهاری به عنوان یک پان ایرانیست،"بدروغ تورک گرا " ادعا میکند که « در ایران، آزربایجانی و ملت آزربایجان وجود ندارد! همه خلق تورک هستند.» این یعنی روی دیگر همان سکه است که پان فارسیسم ادعا میکند " در آزربایجان اصلاً تورک و ملتی بنام تورک آزربایجان وجود ندارد! همه آذری و آریایی- فارسی باستانی هستند." اسم من درأورده « تورک ائلی» و« تورکان شمالغرب ایران» را بجای آزربایجان جنوبی جعل میکند و "ملت تورک آزربایجان" را بر نمی تابد. بر خلاف جعلیات او،  ما در آزربایجان نه یک ایل «تورک ائلی» بلکه صدها و هزاران ایل (تورک ائللری) داریم مانند ایلهای افشار، بیات، بایراملو، شاملو، قاجار و سایر. جمعیت ۳۵ میلیونی آزربایجانی را در یک ایل محدود کردن و نامیدن، در حقیقت یک نوع تفکر انحرافی و کوچک جلوه دادن و بقصد شکستن عظمت ملت تورک آزربایجان است.

رجوع شود به مقاله: کالبد شکافی ماهیت فریبکارانه شبکه مهران بهاری رژیم فاشیستی ایران

https://ayiq-eller.blogspot.com/2018/12/blog-post.html

*13- فاشیسم فارس عریان : در عصر اطلاعات رصد کردن فاشیستهای فارس کار سختی نیست از میان هزاران نمونه اشاره ای به آخرین کلیپ از این فاشیست ها میکنم. دکتر هوشنگ امیراحمدی که بعنوان اکادمیسین فارس با سابقه سکونت ۴۵ سال در آمریکا که جهت گیری های سیاسی اش همخوانی عجیبی با اکثر جناحهای سیاسی در داخل و خارج ایران دارد در برنامه زنده شبکه ماهواره ای کانال یک میگوید: « ... ما در موسسه آبان و خود من جریان فاشیست هستیم ما باید بزرگ بشیم و امپراتوری بسازیم ما فاشیزم و نشنال فاشیزم را داریم در ایران راه می اندازیم....»-2021-07-07(۱۸تیر ۱۴۰۰). امیراحمدی:«...من خودم سوسیال دمکراتم اما صادقانه، صمیمانه بگم  و با درک و برهان هایی که دارم تنها مسیر جلوی ما یک فاشیسم ایرانیه، توی آمریکا هم دارم این حرف رو میگم.» و در تایید ایشان، شهرام همایون با سابقه ۴۴ سال روزنانه نگاری و ۲۵ سال اقامت در آمریکا میگوید:« دکتر امیر احمدی من کاملاً با شما موافقم، فاشیسم فارس باید در اوج باشه» امیر احمدی:« مثلا درجه (فاشیسم) شما پنج است مال من ۱۰ است.» ش. همایون: « نه اقا مال ما یازده است.» امیراحمدی:« پس شما اولترا فاشیست هستی.» 2021-14-07 / (25 تیر ۱۴۰۰) سلطنت طلب ها، انواع پان ایرانیستها- گروه فرشگرد و دیگر گروههای ملی گرای فارس همین تفکر فاشیستی را تبلیغ میکنند.

14- منظور از فاشیسم فارس ملت فارس نیست بلکه درصد نامعلومی از فارسهای افراطی که بیشتر جزو طبقه مرفه، رانت خوار شاه و شیخ، سیاسیون و تحصیلکرده گان همان سیستم شوونیستی فارس هستند که افکارشان شوونیستی، فاشیستی و هجومی است. تعداد گروها و طیفهای سیاسی فارس مبتلا به بیماری نژادپرستی بی شمارند که البته در میان آنها شوونیست و فاشیست فارس کاسه داغتر از آش که از نسل دوم و سوم آسیمیله شده با ریشه‌های غیر فارس و اجیر شدگان وابسته به رژیم که از ملیتهای غیر فارس هم وجود دارد.  لذا توضیح و تفکیک هر کدام در متن مقاله ممکن نیست. چون تمامی این طیفها خودشان را منتسب به ملت فارس تعریف میکنند بناچار شوونیزم و فاشیسم فارس خطاب میشوند. شکی نیست که در هر ملتی عده ای شوونیست و نژادپرست پیدا میشوند اما تبدیل نژاد پرستی به سیستم تفکر و ایدئولوژی غالب و بکارگیری آن بصورت سیستماتیک دولتی و اعمال آن به فاشیسم می‌انجامد.

15- شفافیت در تعریف تفکر تورک گرایی و آزربایجانگرایی: تفکر تورک گرایی (تورکچولوک) یا بقول فارسها، پان تورکیسم در ایران محدود به آزربایجان نیست در قاشقای یورد و خراسان یورد و تورکمن صحرا و ... هم هست. اصولا بعضی از تورک گراهای پان ایرانیست کل ایران را تورک میدانندو با تاکید بر حکمرانی هزار ساله تورکها در فلات ایران و هندوستان، بدون در نظر گرفتن حقوق اساسی ملل غیر تورک در صدد باز پس گیری ایران غصب شده از دست فارسها و تحمیل زبان تورکی و استعمار ملل دیگر هستند! تفکر آزربایجانگرایی چپ گراها هم با ایرانیت جور در نمی آید. 

شایان ذکر است که هیچکدام از جنبشهای سابق آزربایجان؛ جنبش مشروطه، خیابانی، فرقه دمکرات و خلق مسلمان، تعریف شفافی از تفکر تورک گرایی و آزربایجانگرایی خود ارائه نکردند. برای مثال جعفر پیشه وری که تفکر کمونیستی و پان ایرانیستی داشت مخالف تورک گرایی بود و بر اساس حق تعیین سرنوشت لنینیستی، حکومت ملی بر اساس آزربایجانگرایی( که خود در تضاد با پان ایرانیسم بود) بنیان نهاد و در عمل با رسمیت دادن زبان تورکی در تمام سطوح آموزشی و دولتی، عملا تورک گرایی را در آزربایجان تقویت کرد. بجای کمونیسم، سیستم سوسیال دموکراسی غربی را پیاده کرد. دادن آزادیهای اقتصادی، ادیان، بیان و با مشارکت تمام اقشار از جمله سرمایه داران و روحانیون.  

حرکت ملی نوین آزربایجان که بعد از پایان جنگ ایران- عراق توسط نخبگان و دانشجویان تورک آزربایجانی راه اندازی شد بسرعت شکل همگانی بخود گرفت و تنها جنبشی در تاریخ یکصدو بیست ساله اخیر آزربایجان جنوبی است که آزربایجان گرایی و تورک گرایی را بصورت شفاف تعریف کرده و آنرا جزء تفکیک ناپذیر ایدوئولوژی حرکت ملی بر اساس « آزربایجان مرکزلی تورک دوشونجه سیستمی» سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز قرار داده است. 

 16- تفکر انتزاعی به افکاری گفته میشود که  بر خلاف ظاهرشان می‌باشند، مثل ضرب‌المثل‌ها که مفهوم ظاهری شان با مفهوم واقعی شان متفاوت است. به عبارت دیگر، انتزاع کردن یعنی بیرون کشیدن، و تفکر انتزاعی یعنی توانایی استنباط و درک مفاهیم از موقعیت‌های کلی. این نوع تفکر ابعاد بسیار گسترده دارد و افرادی که تفکر انتزاعی دارند خیلی زود شما را می‌فهمند و لازم نیست تا موضوعی را برای‌شان چندین بار تکرار کنید. لذا کسانی که این نوع تفکر را ندارند، دایم دور خود می‌چرخند، گیج اند، همیشه می‌پرسند چه گفتی؟ یعنی چه؟ و منظورت چه بود؟  

لذا حرکت ملی تاکید بر تفکر مستقل و آزربایجان مرکز تورک دارد چرا که با موضوعات نه برخورد موردی بلکه  بصورت " تفکر سیستمی، جامع و نظام‌ مند" برخورد می‌کند.

--------------*****---------------

اضافات/  Additional, Updated

برای طولانی نشدن متن اصلی مقاله مباحث قابل طرح دیگری را در همین زمینه بصورت اضافات میاورم. 

مبارزات طبقاتی- صنفی و تفکر آزربایجان مرکز: مبارزات سیاسی در طول تاریخ عمدتا در سه محور بوده است اولی برای دفاع در برابر دشمن، دومی برای کسب قدرت  و سومی مبارزه برای گرفتن حق و حقوق ازدست رفته و مطالبات ملی بوده است در کنار آن مبارزات صنفی کشاورزان با ملًاک ها، کارگران با کار فرماها، اصناف با شهرداریها و نهادهای دولتی و در دوره معاصر جنبش  برابری خواه ادیان و مذاهب، جنبش ضد آپارتاید زنان، جنبش صنفی دانشجویی و کارمندان و محیط زیست و حقوق کودکان، معلولین و حقوق پناهندگان و مهاجرین، حقوق حیوانات و سایر بوده و هست. حرکت ملی آزربایجان جنبشی است سیاسی، مدنی که دربرگیرنده تمامی مولفه های مبارزاتی طبقاتی و صنفی است که با محوریت مبارزه برای دستیابی به حقوق ملی و کسب قدرت سیاسی و برپایی دولت مستقل ملی، بصورت پلورالیسم و با مشارکت تمامی اقشار به پیش میرود. در این بین دشمنان حرکت ملی با تکیه بر سیستم تفکر فارس ایران مرکز بصورت موزیانه سعی در طبقاتی و صنفی کردن حرکت  ملی و وصل آن به جریانات فارس و ایران مرکز هستند. بعبارتی دیگر با فریبکاری در صدد جداسازی اعتراضات صنفی، کارگری و زنان آزربایجان از بدنه حرکت ملی به قصد، چند پاره کردن صفوف مردم هستند. خوشبختانه سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز با هوشیاری تمام، پرده از این حیله دشمن نیز برداشته و ضمن تاکید بر نقش برابر و اهمیت حضور زنان در تمامی عرصه ها و با تاکید بر تکثرگرایی و پلورالیسم تمامی خواسته های صنفی و مبارزات حق طلبانه جهانشمول را جزو حرکت ملی دانسته و به تک تک مبارزات همچون عضوی از بدن و بعنوان بازوان محرکه در درون حرکت ملی نگاه میکند.

آزربایجان مرکزلی صنفی طبقاتی مباریزه لر:

آزربایجان ایشچیلر حرکتی (کارگران )

آزربایجان قادینلار حرکتی (زنان)

آزربایجان  اوْیرنجی حرکتی (دانشجویی)

آزربایجان  چوره قوروما حرکتی (محیط زیست)

و سایر.سوء استفاده از مباحث علمی برای  تشویش افکار عمومی: رویکرد و نگاه سیستم تفکر فارس ایران مرکز به حرکت ملی آزربایجان که در مراکز اطلاعاتی(ساواک- ساواما) و اتاقهای فکر موسسه های تحقیقاتی دولتی و دانشگاهی توسط تئوری پردازان فاشیست ایرانشهری پان فارسِ ضد تورک و ضد آزربایجان تدوین میشود از طریق مجراهای مختلف میدیای رسمی، افراد خود فروخته و گروهها ی پارالل و بعضی از آزربایجانیهای به ظاهر مدافع مطالبات ملی آزربایجان اما وابسته به رژیم و پان ایرانیستها تبلیغ میشود.

تفکیک پایگاه اجتماعی حرکت ملی: شکی نیست که طرح مباحث علمی- سیاسی، روانشناسی و جامعه شناسی برای بررسی و آسیب شناسی حرکت ملی امری ضروری است. اما سوء استفاده از مباحث علمی برای تخریب و تحقیر و کوچک جلوه دادن دستاوردها و پتانسیلهای حرکت ملی به بهانه طرح مباحث علمی سیاسی، روانشناسی و جامعه شناسی، چیزی جزغرض ورزی نیست. برای مثال شخصی(ع. ح) به عنوان جامعه شناس ادعا میکند که:« حرکت ملی متعلق به طبقه پایین و حاشیه شهرها (مثل چهل متری)است که از روستاهای قره داغ به تبریز مهاجرت کرده اند و  هسته اصلی حرکت ملی را تشکیل میدهند چون بیسواد و کم سواد هستند نتوانستد حرکت ملی را به  طبقه متوسط منتقل کنند!» 

تفکیک کانکریت پایگاه اجتماعی حرکت ملی بدون دسترسی به آمار و ارقام  در یک جامعه بسته و شدیداً امنیتی  و استناد کردن به حدس  و گمان را نمیتوان بعنوان یک عدلًه علمی پذیرفت. لذا در خوشبینانه ترین حالت، اگر از زبان دوست باشد یک اشتباه و از زبان دشمن دوست نما باشد فریبکاری محض است. حضور دانشجویان، کارمندان، کارگران تحصیل کرده صنایع، صاحبان شرکتهای تولیدی خصوصی و کادر درمانی، جامعه میدیا، مطبوعات و بخش قابل توجهی از بازاریان و اصناف که در حرکت ملی هستند متعلق به طبقه متوسط و حتی طبقه بالا هستند و هر کدام نسبت به موقعیت شغلی و اجتماعی خود، در حرکت ملی نقش آفرینی میکنند. طبیعی است که نقش یک دانش آموز ۱۸ ساله با نقش یک استاد دانشگاه ۵۵ ساله یکی نخواهد بود. حرکت ملی آزربایجان بصورت پلورالیسم  و با شرکت تمامی اقشار جامعه به پیش میرود. تفکیک و تقسیم آن به شهری و روستایی، طبقه پایین و متوسط و بالا ، اگر از روی غرض ورزی نباشد اشتباه محض بوده و هیچگونه پایه علمی ندارد.

تصویر سازی تاریک از جنبشهای پیشین و دادن آدرس غلط: هموطن تورک دیگری بنام علی ش. به عنوان تاریخدان ادعا میکند که جنبشهای ملی آزربایجان در یکصد سال گذشته روبنایی و بازتاب آرزوهای فردی رهبرانش بوده است. وی میگوید:‌« در یکصد سال گذشته هر چهل سال یکبار در آزربایجان جنبش و حرکت ملی داشته ایم و هر کدام توسط فرد یا طبقه خاصی هدایت شده و شکست خورده است حرکت ملی آزربایجان بی سازمان و بدون برنامه است و بشدت ضعیف شده و رو به افول است!! و...» بر خلاف خوانش یاس آلود ایشان، اولاً حرکت ملی نوین آزربایجان حرکتی است پویا و رو به جلو، آزربایجان مرکز و متکی به ملت خود میباشد. ثانیاً حرکت ملی نوین آزربایجان نه یک حرکت حزبی است که روزی منحل شود و نه وابسته به دولت خارجی است که با تغییر سیاست آن دولت تسلیم شود و نه متکی به یک شخص است که با مرگ او خللی در آن ایجاد شود. حرکت ملی نوین آزربایجان علیرغم تشابهات زیاد، تفاوتهای اساسی هم با جنبش های پیشین دارد و آن خودجوش بودن و عدم وابستگی به کشوری و یا قدرتهای خارجی است این حرکت توسط روشنفکران و دانشجویان دختر و پسر تورک آزربایجانی شروع شده و به کف خیابان آمده و با شرکت تمامی اقشار ملت بصورت پلورالیسم و مدنی به پیش میرود و تا پیروزی نهایی و تشکیل حکومت ملی ادامه خواهد داشت.

غلو گویی از قدمت زبان تورکی برای لوث مسئله زبان: رویا پردازیهای بیمورد در باره عظمت دیرین و فرا مرزی زبان تورکی آزربایجانی و اینکه در زبان فارسی تنیده شده است. هموطن تورک دیگری بنام امیر آ.ن- ن تحت عنوان زبانشناس ادعا میکند که: « خط میخی تورکی است. زبان و خط تورکی، بیش از ۴۰۰۰ سال در آزربایجان رایج بوده و زبان عربی هم از زبان تورکی تاثیر گرفته و اولین روضه ها را برای امام حسین(ع) یک تورک ساکن کربلا نوشته است. لغات تورکی در زبان فارسی نهفته است و در واقع این فارسی که ما امروز حرف میزنیم همان تورکی است ...»  ظاهراً زبان تورکی را به عرش اعلا میبرد اما در باطن میگوید نیازی به مطالبات تدریس به زبان تورکی و رسمی شدن آن نیست! و...

هراس افکنی و ایجاد شائبه: سیستم تفکر فارس ایران مرکز گفتمان ضد تورک و ضد حرکت ملی آزربایجان خود را علاوه بر مزدوران خود فروخته و مانقورت، با زبردستی خاصی به بعضی از آزربایجانیهای ساده انگار القاء کرده و و بقصد تاثیر پذیری بیشتر از زبان آنها به مردم انتقال میدهد. از جمله: هموطن تورک ع. ار. طرفدار ایران فدرال مینویسد «... فردايي که پول نفت از بودجه کشور کلا يا قسما حذف شود، فرداي سختي خواهد بود، فردايي که طبق همه پيش‌بيني‌ها، قرار است با بُخل آسمان و تشنگي خاک هم همراه باشد....» شگفتا کشورهایی(هلند، بلژیک و...) که نفت ندارند خود را بخاک سیاه نشانده اند؟  در صورتی که آزربایجان جنوبی دارای منابع نفت و گاز، طلا،‌ مس و غیره است. نگرانی پان فارسیزم در مناطق کویری مرکز را به مناطق غیر فارس حواله دادن، اگر تفکر پان ایرانشهری نیست پس چیست؟

هراس افکنی از نوع بد و بدتر: از اوایل پیروزی انقلاب ۵۷ در مقابل خطاهای استراتژیک رهبران انقلاب، روشنفکران و رهبران گروههای سیاسی فارس با توجیه ترس از بازگشت رژیم پهلوی «بدتر» دنباله رو رهبران«بد» شدند. نمونه اش قبول کورکورانه اصل ۱۱۰ ولایت فقیه خمینی و سرکوب حرکت خلق مسلمان بود اما این رشته سر دراز دارد. طیف خاصی از آزربایجانیهای با تفکر دگر مرکزبین، از ترس اصولگراهای« بدتر» پناه بردند به اصلاح طلبهای «بد» از جمله؛ سید محمد خاتمی(۱۳۷۶)، میر حسین موسوی(۸۸) و شیخ حسن روحانی(۹۶).  با این رویکرد دانسته و یا ندانسته در مسیر حرکت ملی آزربایجان سنگ اندازی و ایجاد اصطکاک کردند و بعد از ۴۴ سال(۱۴۰۱) در کمال شگفتی شاهد باز تولید تئوری ترس موهوم از بازگشت پهلوی را، از زبان همان طیف خاص آزربایجانی طرفدار ایران فدرال با سابقه چپ( ع. ار) می شنویم که به زعم خود از میکروفون گوناز تی وی به فعالین میدانی تزریق میکند: «... بخاطر وجود ۱۰٪ طرفدار منسجم رضا پهلوی در مقابل ۹۰٪ بقیه مردم پریشان!، ملت آزربایجان باید از بخشی از مطالبات خود مثلا آز آموزش بزبان مادری و رسمیت آن و «آزادی، عدالت، حکومت ملی» صرف نظر کند و باپذیرش تمامیت ارضی و پرچم ایران...»، با تروریستهای مجاهدین فارس و فاشیستهای چپ  و راست فارس مخالف پهلوی و گروههای تروریست کوردی و حتی با سپاه  پاسداران و رژیم جنایتکار کنار هم بایستد تا نگذارد پهلوی «بدتر» از خامنه ای «بد»!! بر سر کار بیاید. در صورتیکه شعار ملت آزربایجان در اعتراضات اخیر« نه شیخ نه شاه و نه رجوی - نه ساغچیام نه سولچی میللتچیئم میللتچی» و شعار کلیدی اش «آزادی، عدالت و حکومت ملی» بوده است.

تقسیم بندی ملت تورک آزربایجان: تقسیم ملت آزربایجان به تورکهای ساکن آزربایجان غربی، شرقی، اردبیل و زنگان- و تورکهای آزربایجانی ساکن در خارج از این سه- چهار استان. تقسیم حرکت ملی آزربایجان به حرکت ملی آزربایجان و حرکت تورک ایران. جدا کردن هویت تورکهای آزربایجان شمالی با جنوبی و چسباندن آن به فارسها. مخالفت با شعار استراتژیک: تبریز، باکی، آنکارا - بیز هارا فارسلار هارا. (اتحاد آزربایجان جنوبی با شمالی و تورکیه) مخالفت با شعار: آزربایجان الاحواز- اتحاد اتحاد و تحریف آن به فارس! تفسیر و تعریف غلط و تحریف شعار«آزادلیق، عدالت، ملی حکومت» به: میللی حقوقلار یا ملی فدرالیسم!(ي.ش) تقسیم حرکت ملی به طبقات پایین، متوسط و بالا. و ادعای اینکه در طبقه بیسواد و کم سواد مانده و جایگاهی حتی در طبقه متوسط ندارد چه برسد به طبقه بالا. (ع.ح .ز) و تقسیم ملت آزربایجان به اکثریت خاموش...- اقلیت فعال و...( ض. ص. ا).

ملت حاکم، ملت محکوم: قرار دادن ملت تورک آزربایجان در تقسیم بندی ملت ایران بعنوان دون پایه و برده ی فارسها (شبکه م. بهاری و مبلغان آن ع. ار - ي. ش) که به « ملت حاکم فارس و ملت محکوم تورک آزربایجان» معنقد هستند و تورکها را غلام فارس- تاجیک فرض کرده و میگویند باید از ۹۰٪ از مطالبات خود پرهیز کنند تا تمامیت ارضی ایران و هزمونی فارس حفظ بشود تا دو ملت حاکم فارس و ملت محکوم تورک آزربایجان بتوانند بطور مسالمت آمیز باهم زندگی کنند!

برچسب وجود فاشیسم در حرکت ملی: یکی از سمبل های مقاومت در حرکت ملی نشان بوزقورد است که چپ کمونیست أزربایجانی باقیمانده از حزب توده فارس و سایر گروههای کمونیست فارس(م. آز- ع. ق)، با برداشت غلط از مفهوم بوزقورد آن را مورد هجوم قرار میدهند. بدنبال همگانی شدن نشان بوزقورد در استادیومها بخصوص در مسابقات تیم تراختور (از سال ۱۳۸۶)، تعدادی از این کمونیستهای طرفدار فاشیسم لنین و فاشیسم استالین با لمیدن در کشورهای سرمایه داری،  فیلشان یاد هندوستان کرده و نگران فاشیست آزربایجان شده و خبر از براه افتادن جوی خون در تبریز دادند!! اما با گذشت ۱۵ سال از آن تاریخ خون از دماغ کسی در نیامد و حرکت ملی همچنان بصورت مدنی و با قدرت به پیش میرود و بسیاری از این کمونیستها توهمات خود را حقیقتاً با خود بگور بردند.

هموطن تورک دیگری بنام ع. ح. که خود را نه چپ و نه راست بلکه محقق میداند ادعا میکند که « من حرکت ملی را به سه بخش تقسیم میکنم جناح راست، جناح چپ و جناح فاشیست.» این به اصطلاح جامعه شناس و دانش آموخته سیستم تفکر فارس ایران مرکز، معلوم نیست با چه انگیزه ای تئوریهای دشمنان ملت تورک آزربایجان را کپی پیست  و القاء میکند. مگر آن اساتید ایرانی بی خبر از جایگاه موسولینی و هیتلر که هر دو از جناح راست و لیبرال دموکرات بودند و لنین و استالین که هر دو از جناح چپ بودند. البته که با خبرند و خیلی هم خوب میدانند که لنین فاشیست با لگد مال کردن ادعاهای خود، اولین حکومت ملی دموکراتیک دنیای شرق یعنی جمهوری آزربایجان( ۲۰-۱۹۱۸) را برنتابید و به باکو لشکر کشی کرد و دست به کشتار زد. و استالین فاشیست در سال ۳۸-۱۹۳۷ هزاران آزربایجانی از جمله بیش از ۵۰۰ روشنفکر و روزنامه نگار را به قتل رساند. میلیونها نفر را در گولاگ سر به نیست کرد. 

شخصی فارس تبار بنام ر. ض.ی بعنوان استاد فلسفه و جامعه شناسی دانشگاه تهران ادعا میکند که « در فرایند جهانی شدن محققان بدنبال برنامه ریزی برای چگونگی زیست انسان در سیارات دیگر هستند. ما (روشنفکران فارس) نباید وقت خود را به مسائل کهنه و پیش پا افتاده قومی تلف کنیم...» در اینجا می بینیم که سیستم تفکر فاشیستی فارس با وقاحت تمام، چنان خود را سوار بر مرکب می بیند که چشم بر واقعیت های موجود جامعه خود می بندد و با فرافکنی سعی در پاک کردن صورت مسئله‌(ملتهای غیرفارس) میکند و تفکر فاشیستی خود را با غرق شدن در توهم خود برتر پنداری میخواهد القا کند. امثال ایشان باید بدانند که سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز هوشیار تر از آنست که نتواند فریبکاریهای به اصطلاح آکادمسین های وابسته و منحرف را تشخیص دهد.

فمینیسم و حقوق زن: زنان آزربایجان دوشادوش مردان، صاحبان اصلی و از پیشروان حرکت ملی آزربایجان بوده و هستند. مسئله تبعیض جنسی و حقوقی زنان در آزربایجان بیشتر ریشه مذهبی و سیاسی دارد تا فرهنگی. تاریخ آزربایجان پُر است از حضور برابر زنان در فرهنگ و اداره جامعه. احترام به زنان در حد تقدس به مادر در فرهنگ ما عجین شده است و در داستانهای فولکلور تورک از جمله "ده ده قورقود" آمده و نگاه ارزشی و برابر به زن در آن شگفت انگیز است و قابل مقایسه با آثار زن ستیز فارسی در شاهنامه و غیره نیست. متاسفانه تعداد اندکی بجای تبلیغ داشته های اصیل فرهنگ آزربایجان و تاکید بر تجربه بی نظیر حقوق زنان در حکومت ملی یکساله پیشه وری و پتانسیل های موجود، با سوء استفاده از مباحث علمی نوین در جنبش جهانی فمینیسم بقصد تخریب و تضعیف حرکت ملی، مسئله زنان و (آزربایجان قادینلار حرکاتی) را در مقابل هم قرار میدهند! در حالیکه مسئله زنان یک مبحث و پرونده باز هست که از اول خلقت بوده و هنوز هم حتی در پیشرفته ترین کشورهای غربی نیز کاملا حل نشده است. شکی نیست که فرهنگ سازی مهم است اما بدون داشتن دولت ملی راه بجایی نخواهیم برد. ایجاد شکاف بین زنان و مردان در حرکت ملی آزربایجان به بهانه طرح مقوله فمینیسم اگر از روی غرض نباشد اشتباه محض میباشد. سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز با درک حساسیت مسئله هوشیارانه در مقابل فریبکاریهای دشمنان آزربایجان میایستد. 

چند نمونه از ادبیات ضد زن شاعران فارس:

 سعدی شیرازی:

 چو زن راه بازار گیرد بزن ---  وگرنه تو در خانه بنشین چو زن 

فردوسی:

زن و اژدها هر دو در خاک به —– جهان پاک از این هر دو ناپاک به

زنان را ستایی سگان را ستای —– که یک سگ به از صد زن پارسای

چون زن  زاد دختر دهیدش به گرگ—– که نامش ضعیف است و ننگش بزرگ

هدف گذاری غلط با دل بستن به شعارهای فریبندهبرای سرپوش گذاشتن به ماهیت سیستم تفکر فارس ایران مرکز که کاملا  فاشیستی، آپارتایدی و راسیستی است تعدادی از آزربایجانیهای دگر مرکزبین نزدیک به اصلاح طلبان و کمونیستهای سابق، ضمن طرح و سوء استفاده از مفاهیم سیستم کشورهای بورژوازی غربی مانند دموکراسی و حق شهروندی، با خوش باوری و تظلم خواهی به دنبال استمرار طلبان افتاده بودند بعد از اینکه نتوانستد حقوق ملل غیر فارس را در بیانیه  سران جنبش سبز حتی در روی کاغذ بیاورند مایوس شدند اما به فریبکاری ایران مرکز خود اینبار با توسل به شعار فدرالیسم و حق تعیین سرنوشت ادامه میدهند. فدرالیسم بدون تعیین مرز و بدون حضور ملت فارس و منطقه تعیین شده فارس و بدون تضمین نظامی برای دولتهای ایالات فدرال که بتوانند در مقابل هجوم دولت مرکزی از خود دفاع کنند. و تکرار شعار توخالی حق تعیین سرنوشت ملتها، که خود لنین به ملل غیر روس نداد و در حال حاضر امکان طرح آن بجز در کشورهای دموکراتیک غربی در هیچ کشوری میسر نیست. خوشبختانه آخرین حنای سیستم تفکر ایران مرکز این فریبکاران نیز رنگ باخت و گفتمان غالب حرکت ملی که بیرون راندن اشغالگران و تشکیل حکومت ملی و اعلام استقلال است  با نهادینه شدن سیستم تفکر آزربایجان مرکز محکم به راه خود ادامه میدهد.

تقلیل مسئله ممنوعیت زبان تورکی در حد حقوق کودک!: درست است که آموزش بزبان تحمیلی بیگانه و عدم آموزش بزبان مادری سلامت روانی کودکان را بخطر می اندازد و باعث تحلیل رفتن زبان مادری و افت تحصیلی کودکان میشود. اما عامل بروز این بیماری نه ژنتیکی و نه حادثه طبیعی بوده بلکه یک تصمیم سیاسی فاشیستی بوده است. مع الاسف مسئله ممنوعیت زبان تورکی در ایران را تنها نمی توان در چهارچوب (ستم ملی کوچولو!) مسئله حقوق کودک خلاصه کرد و با توصیه های روانشناسی، ملتمسانه دل فاشیسم فارس را بدست آورد تا آموزش بزبان تورکی را اجازه بدهند! چرا که سیستم تفکر فارس ایران مرکز، یکبار دیگر چهره پلید ضد حقوق بشری خود را بعد از ۹۵ سال با ارائه طرح فاشیستی تست بسندگی فارسی برای کودکان غیرفارس به نمایش میگذارد (۱۳۹۸) و جهت تسهیل آسیمیلاسیون کودکان غیرفارس با افزودن کلاسهای تقویتی برای بچه های چهارساله میخواهد تا پروسه یکسان سازی را یکسره کند. اما سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز، دقیقا میداند که مسئله ممنوعیت زبان تورکی آزربایجانی در ایران، ژنوساید فرهنگی و زبان کشی برای محو و نابودی فرهنگ و هویت تورکی بوده و کاملاً یک مسئله «سیاسی» است.  راه حل آنهم نه  روان درمانی، بلکه مبارزه سیاسی و تشکیل حکومت ملی و رسمی کردن زبان تورکی در آزربایجان جنوبی همچون حکومت یکساله شهید پیشه وری در(۲۵ -۱۳۲۴) است. 

تحریف و تعدیل اهداف جنبشهای ملل غیر فارس: هموطن تورک (ع. ار) طرفدار ایران فدرال، با تحریف و تعدیل اهداف جنبشهای ملل غیر فارس به " تبعیض زبانی- فرهنگی" مینویسد «.. اگر اقليتهاي اتنيکي معترض به وجود تبعيضات فرهنگي و زباني، تصورات دوران سنتي از کشورگشايي و کشورسازي را لحاظ کنند، نيروهاي سياسي  ديگر(حاکمیت تهران و اپوزیسیون فارس)، به درستي حق خواهند داشت که مخالف هرگونه پرداختن به تغيير در مرکزيت ‌زدايي و دادن بخشي از اختيارات مرکز به استانها و مناطق ملي باشند...» بی شک بیان چنین دیدگاهی تصادفی و یا اشتباه لُپی نیست بلکه خاکریز دیگری برای محکم تر کردن جبهه اشغالگران فاشیسم فارس در مناطق ملی، بخصوص آزربایجان است که اندیشه ایران شهری پان فارس، ساخت این خاکریز و پروژه را برعهده خود تورکها، یعنی تورکهای خود باخته و مانقورت از نوع حسن تقی زاده ها، کسروی ها و تقی ارانی های مدل +۲۰۲۰ گذاشته است. این نگاه همچنین، پوچ بودن شعارهای « برابری و حق تعیین سرنوشت ملل- لنینستی» این جماعت را برملا میکند که مرکزگرایان فاشیزم فارس را ارباب ازلی و ابدی ملل غیرفارس و تورکهای آزربایجان را در حد رعیت و برده آنها تنزل میدهد. که باید رذیلانه از مرکزگرایان فاشیست حق و حقوق گدایی کنند. و اگر زیاد پررو شدند با توجیه و تایید اینان، مرکزگرایان فاشیست فارس«.. به درستي حق خواهند داشت که با سرکوب ...مخالف هرگونه پرداختن به تغيير در مرکزيت ‌زدايي و دادن بخشي از اختيارات مرکز به استانهاي و مناطق ملي باشند....» این جملات تضاد ۱۰۰٪ ی تفکور و اندیشه ایران شهری فدرال خواه را با تفکور و اندیشه « آزربایجان مرکز دوشونجه سیستمی» استقلال طلبان، کاملاً نمایان میکند. برخلاف اندیشه ایران شهری، اندیشه ی استقلال طلبی آزربایجان بدنبال گدایی و طلب حق و حقوق از ارباب نیست بلکه خودش میخواهد ارباب خود باشد و حق و حقوق خود را خودش برپا کند. اشغالگران را از خاک خود بیرون کند. در داخل مرزهای کشور مستقل خود، از طریق مجلس ملی خود، حقوق دمکراتیک ملت خود را تدوین و توسط  دولت ملی خود به اجرا بگذارد.

میدیا و تبلیغات آزربایجان مرکزدر عرصه میدیای گفتاری و بخصوص نوشتاری، گرفتار سیستم تفکر دوگانه هستیم. البته این بیشتر برمیگردد به یکصدسال سیستم آموزش تحمیلی فارسی و ممنوعیت زبان تورکی که ناخواسته ما را آلوده سیستم تفکر فارس ایران مرکز کرده است. با وجود خفقان و محدودیت های شدید، حرکت ملی توانسته است این روند را به چالش بکشد و با تابو شکنی ها، زبان تورکی در حال زوال را زنده کند و با دادن هزینه های سنگین توسط فعالین ملی با استفاده از امکانات محدود ارتباطات آزاد و اینترنت جان تازه ای به سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز بدهد. آنچه تابحال انجام گرفته با ارزش است اما از نظر کمی و کیفی قابل قبول نیست. میدیای گفتاری و نوشتاری ما باید خود را از اسارت فکری سیستم تفکر فارس ایران مرکز رها سازد و در رادیو و تلویزیونها و فضای مجازی، محتوا و محوریت برنامه ها را موکدناً براساس تفکر آزربایجان مرکز تنظیم کنند. زیرنویس ها و روی نوشته ها همه باید بزبان تورکی و الفبای لاتین و عربی باشد. از فارسی نویسی روی کلیپ های ویدئویی و در کامنت ها خودداری شود. از رد و بدل کردن غیرضروری کلیپ های فارسی که به نوعی خدمت به تفکر فارس ایران مرکز میباشد خودداری شود. نوشته ها، برنامه ها و گفتگوهای بزبان فارسی فقط در جهت اطلاع رسانی و انتشار پیامهای ملی بوده و باید در چارچوب سیستم تفکر تورک آزربایجان مرکز باشد. از بازنشر نوشته ها و کلیپ های چیپ و زننده و موسیقی سطح پایین که بنام عشایر و تورک ایران ساخته میشود که هدف شان نه تبلیغ فرهنگ تورکی بلکه تخریب اصالت و پویایی فرهنگ تورکی است باید اجتناب شود.  

تفکر مترقی در مقابل تفکر ارتجاعی: تفکر  مترقی و رو به جلو تورک أزربایجان مرکز با شعار « نه شاه چییام نه شیخ چی میللت چی ام میللت چی»( نه طرفدار شاهیم/سیستم فاشیستی پهلوی و نه طرفدار شیخ/ سیستم فاشیستی آخوندی، بلکه طرفدار حاکمیت ملت خود هستیم). و شعار بنیادی و مترقی « آزادلیق، عدالت، میللی حکومت» یکبار دیگر بلوغ سیاسی خود را در کف خیابان به نمایش گذاشتند.( در تظاهرات به حمایت از ملت الاحواز العربی در دوم مرداد ۱۴۰۰). در مقابل شاهد نمایش تفکر ارتجاعی فارس مرکز هستیم که بدون درس گرفتن از افکار عقب مانده و خرافی خود در سال ۱۳۵۷ همانطوریکه عکس خمینی را در کره ماه دیدند، اینبار با شعار« رضا شاه روحت شاد» بدنبال نبش قبر دیکتاتور فاشیست و تکرار جنایتهای تاریخی  رژیم منحوس پهلوی هستند.

وصله کردن حرکت ملی آزربایجان به گروههای فاشیست فارس ایران مرکز: مشخصا در اعتراضات چهار ماهه ۱۴۰۱ اپوزیسیون فارس سلطنت طلب با تکیه بر پول و میدیای انحصاری موفق به موج سواری حداکثری شد. و همین امر باعث فریب بعضی از فعالین کم تجربه آزربایجانی و عبورشان از خط قرمزها و مواضع استراتژک حرکت ملی شد. برای مثال هموطن تورک (ص.ک) که ادعای لیدری هم در سر دارد با وجود داشتن میدیای شخصی تی وی ۲۴ ساعته، ملتمسانه به تی وی پانفارس و ضد تورک ایران اینترنشنال پناه برده و مثل برده خود را بمدت ۲-۳ دقیقه در صحنه به آنها چسبانده تا دیده شود! و با ذوق فراوان در کلاب هاوس گفته « ما داریم رئال پولتیک میکنیم و خود را به سیستم تفکر فارس مرکز تحمیل میکنیم! بر علیه رژیم در کنار مجاهین و سلطنت طلبها و حتی گروههای تروریستی کورد در یک صف قرار میگیریم! بعداز عدم پذیرایی باند پهلوی و تجزیه طلب خواندن فدرالیستها، همه شان مایوس و منزوی شدند. یکی دیگر از این فدارالیستها که سابقه طولانی چپ دارد (ع. ار) از حول حلیم به ته دیگ افتاده و از ترس پهلوی چیها به دامن دیگر فاشیستهای کمی مهربان تر افتاده است که شاید سر را با پنبه ببرند! «... برای اینکه طعمه ۱۰٪ فاشیسم پهلوی چیها نشویم ما باید از بعضی مطالبات مان گذشت کنیم و با ۹۰٪ باقیمانده فاشیسم فارس کنار بیاییم و متحد شویم (با مجاهدین رجوی ضد سلطنت، توده ایها و سایرکمونیستها و رژیم فاشیستی شیعه- شعوبی فارس و...).

قدرت بسیج ملت: تفکر تورک أزربایجان مرکز، با فراخوان مردم در روز و ساعت معین به اعتراضات خیابانی برخلاف تفکر فارس ایران مرکز، توان و قدرت بسیج مردم را دارد. در تعین متحد استراتژیک خود هوشیارانه عمل میکند و با دست رد زدن به مرکزگرایان فاشیسم فارس و گروهای تروریستی کوردی، با دادن شعار « آذربایجان، الاحواز، اتحاد، اتحاد» در حمایت و همبستگی با مردم عرب الاحواز در شرایط سخت امنیتی به خیابان میاید.


  •  "تفکر انتزاعی"

Abstract thinking – refers to the ability to use concepts to make and understand generalizations then relating or connecting them to others items, events, or experiences. It involves paying attention to the hidden meanings thus allowing you to observe and understand theories and possibilities.

  • Using metaphors and analogies
  • Understanding relationships between verbal and nonverbal ideas
  • Spatial reasoning and mentally manipulating and rotating objects
  • Complex reasoning, such as using critical thinking, the scientific method, and other approaches to reasoning through problem 
    • استفاده از استعاره و تشبیه
    • درک روابط بین ایده های کلامی و غیرکلامی
    • استدلال فضایی و دستکاری ذهنی و چرخش اشیا
    • استدلال پیچیده ، مانند استفاده از تفکر انتقادی ، روش علمی و سایر رویکردهای استدلال از طریق مشکلات

    " تفکر جامع نگرانه"

Holistic thinking, on the other hand, is about seeing the big picture and recognize " the interconnectedness of various components that form larger systems.  It involves expanding your thought process in multiple directions, rather than in one direction, in order to understand how everything connects. Holistic thinkers want to understand the patterns and how thing connect to each other.

 

.................................................

منابع انگلیسی/  English References


Types of Thinking

Thinking is the cognitive activities you use to process information, solve problems, make decisions, and create new ideas. You use your thinking skills when you try to make sense of experiences, organize information, make connections, ask questions, make plans, or decide what to do.

There are several different types of thinking or ways to think.


Creative thinking – refers to the ability to conceive new and innovative ideas by breaking from established thoughts, theories, rules, and procedures. It involves putting things together in new and imaginative ways. Creative thinking is often referred to as “thinking outside the box.”

Analytical thinking – refers to the ability to separate a whole into its basic parts in order to examine the parts and their relationships. It involves thinking in a logical, step-by-step manner to break down a larger system of information into its parts.

Critical thinking – refers to the ability to exercise careful evaluation or judgment in order to determine the authenticity, accuracy, worth, validity, or value of something. In addition to precise, objective analysis, critical thinking involves synthesis, evaluation, reflection, and reconstruction.   And rather than strictly breaking down the information, critical thinking explores other elements that could have an influence on conclusions.

Concrete thinking – refers to the ability to comprehend and apply factual knowledge. It is about thinking of objects or ideas as specific items, rather than as a theoretical representation of a more general concept. It involves thinking only on the surface, always literal, and to-the-point.

Abstract thinking – refers to the ability to use concepts to make and understand generalizations then relating or connecting them to others items, events, or experiences. It involves paying attention to the hidden meanings thus allowing you to observe and understand theories and possibilities.

Divergent Thinking – refers to the ability to generate creative ideas by exploring many possible solutions in an effort to find one that works. It involves bringing facts and data together from various sources and then applying logic and knowledge to solve problems or make decisions. It starts from a common point and moves outward in diverging directions to involve a variety of aspects or perspectives.

Convergent thinking – refers to the ability to put a number of different pieces or perspectives of a topic together in some organized, logical manner to find a single answer. It involves focusing on a finite number of solutions rather than proposing multiple solutions.

Sequential (linear) thinking – refers to the ability to process information in orderly prescribed manner. It involves a step-by-step progression where a response to a step must be obtained before another step is taken.

Holistic (nonlinear) thinking – refers to the ability to see the big picture and recognize the interconnectedness of various components that form the larger system.  It involves expanding your thought process in multiple directions, rather than in just one direction, and understanding a system by sensing its patterns.

 

 Opposing Categories of Types of Thinking

Types of thinking can be divided into several opposing categories;

  • Concrete Thinking vs. Abstract Thinking
  • Convergent Thinking vs. Divergent Thinking
  • Creative Thinking vs. Analytical Thinking
  • Sequential (linear) Thinking vs. Holistic Thinking

 

 Concrete Thinking vs. Abstract Thinking

Concrete thinking refers to the thinking on the surface whereas abstract thinking requires much more analysis and goes deeper. Concrete thinking will only consider the literal meaning while abstract thinking goes deeper than the facts to consider multiple or hidden meanings.

Concrete thinking refers to the process of comprehending and applying factual knowledge. It involves only those things which are visible and obvious allowing any individual to observe and understand. Abstract thinking goes beyond all the visible and present things to find hidden meanings and underlying purpose.

Example:

A concrete thinker will look at the flag and only sees specific colors, marking, or symbols that appear on the cloth. An abstract thinker would see the flag as a symbol of a country or organization. They may also see it as a symbol of liberty and freedom.

 

Convergent thinking vs. Divergent thinking

Convergent thinking involves bringing facts and data together from various sources and then applying logic and knowledge to solve problems or to make informed decisions. Convergent thinking involves putting a number of different pieces or perspectives of a topic back together in some organized, logical manner to find a single answer.

The deductive reasoning that the Sherlock Holmes used in solving mysteries is a good example of convergent thinking. By gathering various bits of information, he was able to put the pieces of a puzzle together and come up with a logical answer to the question of “Who done it?”

 

Convergent

 

Divergent thinking, on the other hand, involves breaking a topic apart to explore its various component parts and then generating new ideas and solutions. Divergent thinking is thinking outwards instead of inward. It is a creative process of developing original and unique ideas and then coming up with a new idea or a solution to a problem.

 

Divergent

Analytical Thinking vs. Creative Thinking

Analytical thinking is about breaking information down into its parts and examining those parts their relationship. It involves thinking in a logical, step-by-step manner in order to analyze data, solve problems, make decisions, and/or use information. Creative thinking, on the other hand, refers to conceiving new and innovative ideas by breaking from established thoughts, theories, rules, and procedures. It is not about breaking things down or taking them apart, but rather putting things together in new and imaginative ways.

Example:

An analytical thinker may look at a bicycle to determine how it works or what is wrong with it. A creative thinker may look at the same bicycle and think or an new way to make it faster or a new way to use it.


Sequential Thinking vs. Holistic Thinking

Sequential thinking is processing information in orderly prescribed manner. It involves a step-by-step progression where the first step needs to be completed before then second step occurs.

If a = b, and b = c, then a = c

Holistic thinking, on the other hand, is about seeing the big picture and recognize the interconnectedness of various components that form larger systems.  It involves expanding your thought process in multiple directions, rather than in one direction, in order to understand how everything connects. Holistic thinkers want to understand the patterns and how thing connect to each other.

Holistic Thinking

Example:

When assembling a table, a sequential thinker would follow the step-by-step directions. A holistic thinker would want to see or mentally visualize how the table would look when it is completed.

 

Author:  James Kelly 

 What is critical thinking, exactly?

Although there’s no single definition, most people agree that it involves reasoning, evaluating, and making decisions based on evidence. According to the American Philosophical Association, critical thinking “always seeks the truth with objectivity, integrity, and fair-mindedness.”

In this way, it is fundamentally different from “weak-sense critical thinking”—a term popularized by the late Richard Paul, a co-founder of the Foundation for Critical Thinking. “Weak-sense critical thinking” means applying the tools and practices of critical thinking—questioning, investigating, evaluating—but with the sole purpose of confirming one’s bias or serving an agenda. What is the evidence supporting this claim? This can lead to a subset of further questions, such as, How reliable is the evidence? Does it come from a trusted source? Is there an agenda behind it? After weighing the evidence, one is in a better position to make a judgment call—as in, “I have five strong reasons to believe this and only two shaky reasons to disbelieve; I’ll go with the stronger case.”

What is the evidence supporting this claim?  

How reliable is the evidence?

Does it come from a trusted source? 

Is there an agenda behind it

What are they not telling me?

Deviant thinking: Deviant behavior is any behavior that is contrary to the dominant norms of society.  

Deception thinking: involves acting in such a way which leads another person to believe something, that you, yourself, do not believe to be true 

...>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>....

This is google translation of the article which contains many errors and needs major corrections. 

Confrontation of the Azerbaijan center Turkic thinking system 

With the Iran center Persian thinking system 

By Umud Duzgun 

 Introduction:

The system and way of thinking of human beings has a profound effect on the formation of their individual and collective behavior. Extensive psychological research has been done on how and how many human beings think, and many scientific opinions have been published about different methods and systems of individual and group thinking. Considering the various methods and systems of individual and group thinking, in this article, while examining the intellectual structure, political nature, methods and coordinates of the "Central Iran Thinking System" in the past one hundred years, its catastrophic political damage to non-Persian nations, especially I will pay attention to the Azerbaijani Turks and compare it with the "Central Azerbaijan Thought System" and the need to revive and stabilize the Azerbaijani thought system in the minds of the South Azerbaijani Turks in the minds of the South Azerbaijani Turks. * 1

The Turkish nation of Azerbaijan, with a thousand-year history of statehood, has its own system of thinking based on its collective memory. Throughout history, the "Central Azerbaijan Thought System" has been common on various scales in the territory of Azerbaijan and the territories ruled by the Turks of Azerbaijan. But following the British coup (1299) of Sayyid Zia and Reza Mirpanj and the fall of the Qajar Turkic Empire, the British government, with the help of its mercenaries (the Persian elite) in general and Manquir's prostitutes in particular, based on a pre-determined "structural change of government" project. In Iran, it was able to replace the thinking system of Central Iran (Persian minority) with the thinking system of Central Azerbaijan (Turkish majority). To stabilize this system, the anti-Turkish Persian minority government, in addition to eliminating the Turkish political elite and spreading the system of thought in central Iran (Fars), by banning the Turkish language and imposing the Persian language, distorting history and destroying cultural-historical monuments and myths of the Turkic Empire Azerbaijanis and by pursuing other discriminatory policies, dealt a severe blow to the thinking system of central (Turkish) Azerbaijan. Therefore, without addressing the nature of the thinking system of Central Iran (Fars), the depth of the problem can not be understood.

What is the nature of the Iran center(Persian/Fars) thinking system?

Iran's system of thought is a completely racist and fascist center based on extremist "Persian" nationalism and the Shi'ite "Shu'abiyya" religion, with racial hatred, ethnic cleansing, identity killing, cultural and linguistic massacres, as well as demographic change. The forced assimilation and unification and unification of non-Persian nations seeks to revive the ancient imaginary empire of Persia and the global illusory management. This system of thought is also rooted in the superstitious beliefs of the imaginary Aryan race derived from the ideology of Nazism, archaic territorial expansionism, Persian cultural and linguistic chauvinism. The slogan "one country, one nation, one identity and one language" is applied systematically. This thought has different names such as Pan-Iranianism, Pan-Farsiism, Iranshahri school and thought that different right, left, national-religious spectrums from different angles, the same Persian fascist and racist thoughts by spreading lies, distorting and falsifying history, propaganda and promotion they do.

Methods and coordinates of the Iran(Persian) center thinking system 

1- Inducing racist theories: fabricating identity for Turks by forging Azeri theory and that you are not a Turk! You are an Aryan! Your language was not Turkish and it was Persian! The Mongols have changed your language! You have forgotten the ancient Azeri language! And you are not a Turk! You are Turkish! You are a branch of ancient Persians and Azeri speakers! And instilling the same mentality in the Azerbaijani Turks themselves through educational centers and the media.

2- Imposing being a second and third degree citizen: Applying systematic discrimination by monopolizing the resources of wealth and power and key positions in the hands of the Persian-centric and anti-Turkic minority and marginalizing the Turks from decision-making centers and high-ranking positions of government and insinuating that You are an immigrant and you came from Mongolia!

3- Denying the ethnicity of the Persians: Due to being a pure minority, the Persian nation considers itself a separate entity and claims that there is no Persian nation in Iran and by calling itself "Iranian" wants to assimilate the linguistic peoples under the guise of the dominant Persian identity. Bring in and mold the Persian people into the name of the Iranian people and the majority.

4- Ethnic hatred: The Turks were savage aggressors, without civilization, slaves and slaves of the Persians and owe a thousand years of rule to the Persians!

5- Denying the identity of the Turks: Denying the Turkish identity of the Azerbaijanis and as one of the Iranian tribes and clans that have no place in the country except the zealous border guards.

6- Imposing Persian identity: Imposing Indo-Tajik (Dari-Persian) identity under the guise of false "Iranian" identity.

7- Imposing Dari-Persian language: Imposing sterile Dari-Persian language, more than 80% of which is Arabic, Turkish, etc.

8- Systematic imposition of Persian culture and customs under the auspices of Iran: Imposition of Persian customs specific to non-Persians such as Uncle Nowruz holidays (anti-black racists), Omar Kushan Day (anti-Sunni religion), Sizdeh Badr and Persian-Dari music ( Fake Iranian), Baba Karam Persian dance (called fake Iranian dance) and so on.

9- Institutional humiliation of Turkish culture and language: False claim that Azeri is one of the ancient Iranian languages, local language, folk music and folk dance, humiliation and insult of Turkish language and culture in the official Persian media with jokes, insulting interpretations and the role of Don Establishing characters attributed to Turks in Persian poetry and literature and Persian stories, movies, cartoons and TV shows. * 2

10- Destruction or confiscation of historical monuments and Turkish civilization: Destruction of architectural, scientific and artistic works left from the thousand-year-old Turkic civilization or confiscation and forgery of those works called Persians, as well as copying of Turkish music and dance melodies, Turkish customs, even Confiscation of Turkish words and proverbs and the art of carpets and Azerbaijani food and forging it in Persian, Persian or Persian.

11- Forgery of history: writing an ancient fake history for the Persians and denying the history of the Turks of Azerbaijan and confiscating its conquests and brilliant works left by them called the Persians.

12- Enmity with the name and greatness of Azerbaijan: The division of the country of Azerbaijan into different provinces and the removal of the name of Azerbaijan from most of the historical lands of Azerbaijan and the change of the Turkish name of cities, mountains and rivers to Persian shows the hysterical enmity of Persian fascism with the existence of Azerbaijan. West Azerbaijan with the province of Urmia and the appointment of a non-indigenous Kurdish governor and the overt and covert support of the Iranian government and all currents attributed to the Persian system of Iran, the center of Kurdish immigrants and Kurdish terrorist groups that claim the territorial and imaginary They grow heads. And the regime's cyber networks inside and outside the country are harmoniously propagating enmity with the name and greatness of Azerbaijan. * 3

13. Environmental degradation and demographic change: Deliberate drying up of Lake Urmia, burning and cutting down trees in the forests of Qara Dagh and hitting the local economy to accelerate migration and depopulation of border areas of Turkish residents, encouraging Iraqi Kurds to settle Permanent in the border strip to cut off land connection and physically distance the Turks of South Azerbaijan from the Turks of Turkey and North Azerbaijan.

14. Plunder of economic resources and economic wealth of Azerbaijan: plunder of rich resources and economic wealth of Azerbaijan such as gold, copper and its transfer to the Persian Gulf and failure to allocate the necessary development budget and prevent large investments in Azerbaijan to impoverish people and migration Forced and depopulated of Azerbaijan to achieve the fascist goals of central Iran.

15- Destroying the Turkish myths of Azerbaijan: beating the fighters, national myths and destroying the foundations of intellectual power, faith, courage and self-sacrifice of men and women fighters throughout history and contemporary in order to kill the self-confidence of the Turks. * 4

 Iran (Persian) center thinking system and instrumental use of religion and political concepts

The central Iranian system of thought, by interfering with universal definitions, distorts the basic concepts of religion, ideology, democracy and secularism, and in line with its fascist thoughts, presents its preferred definition and justifies discriminatory acts. And fascism itself, by generalizing and making excuses that Islam is in danger or that global communism and the unity of the working class are in danger, now is not the time to make demands, for example, linguistically and culturally. By making unprecedented balloon promises, they are not even willing to recognize the violated rights of non-Persian nations on paper. Therefore, all Persian political groups within the framework of the system of thought of Central Iran (Fars) to advance their chauvinist and fascist goals, fraudulently denying the existence of the Persian people or nation, consider themselves Iranian-national, ie the guardian of other nations. Those in power, such as the fundamentalists and reformists, and those opposed to the regime, such as religious nationalists, the Freedom Movement, the People's Mojahedin, the monarchists, the National Front, the Tudeh Party, Fada'i and other communists without exception, religion and ideology, democracy and secularism. They use it as a tool for the benefit of Pan-Persianism and against non-Persian nations and the Turkish nation of Azerbaijan. * 5

 Part II:

"Azerbaijan center Turkic thinking system"


What are the foundations of the Azerbaijan center Turkic thinking system?

The basis of this system is based on identity, language, history, geography and political power. Azerbaijani Turkish identity as one of the poles of the Turkish world, Azerbaijani Turkish language as the basis of thought and action, forms the culture and customs, behavior and collective wisdom of all Azerbaijani Turks in the world to the center of the geographical territory of Azerbaijan whose political elite from the heart The same culture, language and geography emerged and the history of the millennial rule defines its political power.

 Historical course of " Azerbaijan center thinking system"

According to the written history, the "system of thought of Central Azerbaijan" can be traced back at least to the Median-Alexander the Great period in the land of Atropategan. The first independent state was established in this land, ie in the historical land of Azerbaijan. Addressing each of the states of central Azerbaijan in the historical territory of Azerbaijan and the territories ruled by the Turks of Azerbaijan is certainly not included in this article. Therefore, I will suffice only to recall a number of systems of thought in central Azerbaijan, and I will leave the rest of the in-depth historical discussions and details as topics for future historical research for the young generation of Azerbaijani historians. Be exposed and block the way for any abusers of historical issues.

Some examples of governments with the " Azerbaijan center thought System":

Epic Resistance of Azerbaijan Babak Khorramdin Center: 22 years of Babak epic resistance against the invasion of the Abbasid caliphs was completely central Azerbaijan, which was stabbed in the back by the betrayal of Afshin Fars of central Iran.

Central Safavid Empire of Central Azerbaijan: The Safavid Empire, which originated in Azerbaijan, declined after the influence of Shaubi-Persian thought of central Iran and the transfer of the capital of this central Azerbaijan from Tabriz to Isfahan, and finally declined with Shaubi-Persian intrigues.

Central Afshari Empire of Azerbaijan: This empire had emerged from the heart of the Safavid Empire to save the Safavids from the clutches of the Persian Shuabiyah. Returned.

Short period of Shaoubi Iran, Zandieh center: After the assassination and martyrdom of Nader Shah Bozorg by the terrorists of Fars-Shaoubieh, we are witnessing disorder and turmoil in the country and the coming to power of the short period of Zandieh and the return of Persian-Shaoubi Iranian thought.

Qajar Empire of Azerbaijan Center: Agha Mohmmad Khan Qajar, ending the short life of the Persian-Shoobi rule of Iran in the center of Zandieh, re-established the system of thought of Central Azerbaijan with the coronation of Azerbaijan. But with the assassination and martyrdom of this great king, the system of thought of central Iran again penetrated into the Qajar rule from the time of Fath Ali Shah. Fatahs of the jihadist Ayatollahs of Iran-oriented Shaoubi in encouraging war with the Russians, which led to the defeat and division of the historical land of Azerbaijan and the loss of a large part of the territory of Azerbaijan. And the Turkic population of Azerbaijan, which was the absolute maximum in the Qajar Empire, was reduced to a relative majority, and thus an important part of the conspiracy to weaken the system of thought of the Turkic Azerbaijan became the center of operations.

Another factor in the weakness of central Azerbaijan thought in the Qajar Empire was the gap between Tabriz and Tehran (the Sultanate and the Qajar Crown Prince, with the Qajar capital). Qajar provided from Azerbaijan. As the law of state and provincial associations in the Constitutional Revolution, which was an attempt to revive the thought and system of Central Azerbaijan, failed with the conspiracies of the same British and Russian agents in the rule of Qajar. The Constitutional Revolution was in fact a clear confrontation between the Turkish thought system of central Azerbaijan and the Persian thought system of central Iran.

With the defeat of constitutionalism, the last efforts to preserve the system of Central Azerbaijan in a street uprising were fruitless and the Qajar Empire finally broke away from the central thinking of central Azerbaijan by the extinct British and puppet and anti-Turkish Pahlavi government. With the establishment of the Persian-Iranian thinking system of the Pahlavi center, the Turkish-Azerbaijani thinking system of the center was severely damaged.

But beyond Araz, the system of though of Azerbaijan, the center led by Mohammad Amin Rasulzadeh (1918)(1918) formed an independent national government. Martyr Pishevari also established the national government on this side of Araz (1945). In the same vein, Elchi Bey (1989) led the movement for the restoration of independence, which led to a movement that became one of the reasons for the collapse of the Soviet communist system and led to the eternal independence of Central Azerbaijani thought in 1991. At present, the thinking of Central Azerbaijan in the new national movement of South Azerbaijan is going on in a dominant, pluralistic and democratic discourse. * 6

After the fall of the Ottoman Turkish Empire, which led to the collapse of its territory, its main part, Anatolia, with the resistance of the Turkish nation and the establishment of the national liberation movement, continued their rule in a new democratic form with the proclamation of the Republic of Turkey. But with the British coup of Reza Khan and the fall of the Qajar Turk Empire, the whole Qajar land, even the main Qajar Turk land, Azerbaijan, fell to the British. This time, instead of territorial collapse, the old colonialism depended on the project of disintegration of the system of deprived federally autonomous countries by killing and killing to become the centralized fascist system of Persia. Stabilize Persian fascism However, some Azerbaijani Turkish intellectuals, capitalists, and bazaars were optimistic that they would continue to control Iran's economy and be able to gain power in Iran at domestic, regional, and global political junctures. To return Iran's politics to the Turks of Azerbaijan in a new form. It was time (World War II) but what should have happened did not happen. After Reza Khan's humiliating arrest and deportation to Africa and the naked intervention of foreign powers in the transfer of power to Reza Khan's son and the continuation of the anti-Turkish policy of the Persian minority regime, the Turks returned to power in Iran. For the first time, Azerbaijan seriously considered the formation of a Turkish national government against the Persian government. Central was Persian. In other words, the idea of ​​fighting for the return of the Azerbaijani Turks to power over the whole of Iran was forced to give way to the struggle for national liberation and the establishment of a national government in the historical geography of Azerbaijan. Although the idea of ​​forming a national government outside the central government occurred during the uprising of Sheikh Mohammad Khayabani, the formation of a national government and its unique and successful implementation by the National Government of Azerbaijan led by Jafar Pishevari in 1324-25 was a successful and unforgettable experience in The democratic and decentralized administration in the land of Azerbaijan once again pitted the Turkish-Turkish system of central Azerbaijan against the system of central Iran.

Despite the growth of national consciousness, most of the Turks of South Azerbaijan still face serious obstacles to get out of the fence of the mental structures of central Persia and are influenced by the outsider mentality. The main essence of this thinking is based on the "we" of Persia, which is anti-Turkish. Of course, in many cases, we have misunderstood due to laziness or optimism, and to prove our legitimacy, we define our "we" in the form of "us" in the system of Persian domination. Although this action was understandable during the severe repression of the Pahlavi regime (1325-57) after the massacre of 21 Azar, but after the revolution and especially in the age of the Internet and free information, there is no justification. Today, more than three decades after the national movement, the Turkish nation of Azerbaijan has been able to break the taboos and deal a strong blow to "us" domination and the mental structures of central Persia. Instead, reconstruct the essence and mental foundations of central Azerbaijan, that is, our own "us."

Dual thinking system

During the first two decades of the national movement, a significant part of the Azerbaijani people, even in expressing their national demands, were caught up in a dual and simultaneous system of thought, namely the system of Turkish thought in central Azerbaijan + the system of thought in central Iran. And by writing open letters, they were happy to get permission to teach two units of Turkish language (Akbar class) for adults in several universities and to accompany and appease the continuators of the so-called golden age of Imam.

Of course, there are still currents and networks that in the fourth decade of the national movement occasionally resort to repeating these methods and national demands to the extent of eliminating discrimination! They are either still in the dominant mentality of the central Persian system of thought, or they are affiliated with the mercenary and parallel currents created by the regime, whose goal is to divert the national movement of Azerbaijan and prevent the flourishing and institutionalization of the Turkish thought system in central Azerbaijan. Is. Therefore, by rejecting the dual thinking system, the national movement emphasizes independent thinking and central Azerbaijan, because it deals with issues not in a case-by-case manner, but as "systematic, comprehensive and systematic thinking." * 6

Fortunately, the new national movement of Azerbaijan in the last 33 years has dealt a severe blow to the domination of the Iranian system of thought and has been able to free the Azerbaijani nation from intellectual captivity, the form of the Persian mentality of central Iran and return to its true self The Turks of Azerbaijan should be centralized in order to be able to unite their mental essence and strengthen national foundations such as Turkish identity, language, culture and the meaning of homeland and land in the form of the "us" of the Turks of Azerbaijan and the thinking system of central Azerbaijan.

Specifications and definitions of the basics of the Azerbaijan Center thinking system  

1- Identity: Turkish Azerbaijan

2- Language: Azerbaijani Turkish

3- History: The history of thousands of years of the Turks of Azerbaijan * 7

4- National Myths: Babak, Sattar Khan, Sheikh Mohammad Khayabani, Jafar Pishevari, Martyrs of the National Movement

5- Homeland: Azerbaijan is united to death 

6- Geography: the historical land of Azerbaijan

7- Theory: The Manifesto and Theory of the National Movement of Azerbaijan, including its strategy, tactics and purpose, is based on the "Central Turkish Thought System of Azerbaijan".

8- Acquisition of political power: The struggle for political power is based on the "Central Turkish thought system of Azerbaijan". Relying on the history of the thousand-year-old historical statehood of the Empire of Azerbaijan, in addition to the independent state of North Azerbaijan and the one-year national government of South Azerbaijan in the contemporary period.

Moral-spiritual thinking system

If we want to look at these two systems of thought from a moral and spiritual point of view, we see that the cultural, moral and spiritual commonalities of the Turks of Azerbaijan have nothing in common with the system of Persian thought of Iran and despite two hundred years of national-geographical separation. By the occupiers, there has always been a cultural Azerbaijan that has never been divided spiritually and morally. We see this single national and spiritual spirit in the stories of mothers, bayats and love songs, customs, films and plays of the Turkish nation of Azerbaijan from Darband and Borchali to Varamin and Arak and Ghorva, even in the north of Khorasan, Qashqai Yurd, etc. . It is clear that the Turks of Azerbaijan do not have any of these commonalities with the system of moral-spiritual thought of the Persian-Iranian center.

Geographical coordinates of "Azerbaijan Center Turkic thought system"

Geography of Azerbaijan is a part of the geography of the Turkish world, whose interconnected land has been divided and occupied for the last 200 years. In the last one hundred years, South Azerbaijan has been divided into at least 11 provinces, except for two provinces. .

1- Connected geography: Great historical land of Azerbaijan from the north including Darband, Borchali, historical khanates including Yerevan in Armenia, independent North Azerbaijan and Ardabil provinces, West and East Azerbaijan, Zangan, Hamedan, Qazvin, Alborz and large parts of Tehran provinces. , Gilan, Markazi, Qom, and part of Kurdistan and Kermanshah. The Turks living in them, despite their geographical divisions, belong to the thought of the Turks of Central Azerbaijan in an interconnected land.

2- Discontinuous geography: North Khorasan, Qashqai Yurd and parts of Isfahan and Kerman provinces and other small and sparsely populated areas with the exception of immigrant Turks with Azerbaijani roots and belong to the thinking of central Azerbaijan. In other words, when we talk about the geographical dispersion of the Turkic population, we must first consider the intellectual cohesion and then the territory, such as:

Qazvin Central Azerbaijan / Central Azerbaijan Qazvin

- Tehran, Central Azerbaijan / Central Azerbaijan, Tehran

- Central Azerbaijan Karaj / Central Azerbaijan Karaj

- Qom Central Azerbaijan / Central Azerbaijan Qom

- Zangan, Ardabil, Anzali, Suyuk Bolaq, Qorveh, Songhor, Bijar, Hamedan, Saveh, Arak Central Azerbaijan / Central Azerbaijan ... and others.

Qashqai Yurd with the thinking of the Turks of Central Azerbaijan / Azerbaijan Turk Dushanje Central Qashqai Yurd

- Khorasan Yurd with the thinking of the Turks of Central Azerbaijan / Azerbaijan Turk Dushunjeh Central Khorasan Yord

Strengthening the Independent National Movement in Non-Connected Areas: Strengthening and Maintaining Central Turkic Thought in Discontinuous Areas such as Qashqai Yurd and Khorasan Yurd It becomes the national movement of South Azerbaijan.

Part III:

Another phenomenon of nasopharynx among the Turks of South Azerbaijan

In multinational societies, various factors can be considered sociologically and psychologically involved in the mental formation of the "other nasal center" of individuals and groups. But the tendency to "centrifuge" among the Quebec in Canada and the Catalans in Spain is zero because of their mother tongue education at all levels and their own national government, despite being in the minority. While the tendency of Azerbaijanis to "other center of the nose" in Iran, despite being relatively relative and having a history of governing for a thousand years, is very high due to the lack of a national government and the ban on education in the mother tongue. On the other hand, the non-use of the Turkish mother tongue and its replacement with the Persian language imposed by the Azerbaijanis has not only reduced the speed of learning and transmission in Azerbaijanis, but has also damaged the speed of thinking and the production of their independent thought. Since each language describes the world in a different way, most Azerbaijanis who study and speak Persian are not only shaky and dual in their thinking, but also the center of gravity of their thinking has tended to be mostly outsiders. And this is the linguistic determinism that has subconsciously made the way of thinking of many trained Persian-Azerbaijani Turks outsiders and in harmony with Tehran's centralist Persian thinking system.

In the last three decades, the national movement of Azerbaijan has had different contexts in order to get out of the way of thinking of foreigners, Persians, foreigners and totalitarian centrists, who by projecting the Turks of Azerbaijan as empty of land, land and homeland and a kind of "Fazeri" or sometimes Iranian Turkic homeland. Despite all the bans, repressions and restrictions, activists of the national movement with the help of free and out-of-government media, via satellite, the Internet and social media. They have been able to break the barrier of censorship and, through cultural, educational and even political work, replace the "Turkish" thinking of central Azerbaijan with the "Persian" thinking of central Iran, to the extent that the Persian minority regime could not launch parallel and influential networks against It will stand. And it is interesting that with the increasing growth of national consciousness, the first and second generation of Azerbaijani Turks living in Tehran and Karaj, which are under the roof of the dominant Persian culture and under severe pressure from the assimilation system, are more inclined to the system of Turkish thought in central Azerbaijan. Even Azerbaijani Turks living outside the interconnected geography of Azerbaijan, who are under the complete siege of Persian centrist thought, such as the provinces of Isfahan and the northern regions of Khorasan and Qashqai Yurd, are so familiar with the national movement discourse that they see Azerbaijan as a haven for their thinking. Fascist Persian thought makes the center feel better than connected areas in Turkish-majority cities.

Exposing and rejecting the old thinking distorting the issue of Azerbaijan

One of the deceptions of Persian fascism, which was deliberately invented by Azerbaijani deceived elements of the Persian Communist parties such as the Tudeh Party and the Fadaiyan and other Pan-Iranian Stalinists and became common until the late 1960s, is the expressions "national oppression" and "elimination of national discrimination." Their main goal was not to solve the problem at the root, but to make the problem of Azerbaijan small and reduce it to the level of the problem of people with wheelchairs (discrimination) and the lack of sufficient facilities.

After the defeat of the national government (1325) and the forced merger of the Democratic Party of Azerbaijan in the Tudeh Party and the assassination of Shahid Pishevari by the KGB and the suppression of the National Salvation Movement abroad, to prevent the continuation of the 21st of Azar movement inside, She was kinder than her mother and defended the rights of the Turks of Azerbaijan. By covering up and ignoring the massacre of 25-25 thousand people of Azerbaijan, while continuing to cooperate with the criminal Pahlavi regime at the ministerial level, he had published a declaration claiming to fight to eliminate discrimination of nations and fight against "national oppression"! But their main intention and goal, in addition to downplaying the issue of Azerbaijan, devaluing the national struggle and controlling the national activists of that period and using them as tools for their ideological and pan-Iranian goals, is to stifle the national sense and national prejudice of Turkish identity and language. And to destroy the great aspirations of the people of South Azerbaijan was forever. In this way, they distorted the nature of the struggle of the Turkish nation of Azerbaijan and paved the way for the struggle of a nation whose land has been occupied and whose democratic national government has been dismantled, and thousands of its inhabitants have been martyred, wounded and forced into exile. The overthrow of the criminal Pahlavi regime and the expulsion of the occupying aggressors and the re-establishment of their national government led them astray.

The Persian-speaking Iran of Central Iran gathered the imaginary Azerbaijani communists at the behest of the Tudeh and Fada'i Party in Moscow and Tehran at the behest of their masters and called on them to fight for the elimination of discrimination and blessings on Lenin and Stalin. The result of this deception was the brainwashed and pan-Iranian trained Azeri Stalinists who, instead of addressing the national question and re-establishing the national government, became anti-imperialist and supportive of Ruhollah Khomeini at the time of the victory of the 1978 revolution. And opposed to the movement of the Muslim people of Azerbaijan, cooperated in the suppression of their nation with the centralist thinking of Persian fascism.

But the Turkish thought of Central Azerbaijan, with its independent national movement in the last three decades, turned the dirty hands of all these crooks and proved with a document that the national problem of Azerbaijan is bigger than the demand of two units of Akbar Turki class and elimination of oppression. Be considered a small nation. The national issue of Azerbaijan is very deep, Ulum Qalim Davasi (war of existence and non-existence), large and completely political, and the only solution is a comprehensive political struggle and expulsion of the occupiers of the fascist regime of the Persian minority from the historical land of Azerbaijan. Given that the issue of destroying the identity, language and even the economy of South Azerbaijan is a pre-determined project and is one hundred years old, so the only way to stop this process is to form an independent national government of South Azerbaijan. * 9

 Intensifying regime attacks and changing theoretical warfare tactics

In the last ten years, the Persian minority regime, in addition to intensifying discrimination and repression, has heated up the theoretical war against the Azerbaijani system of thought in the Persian media and universities, leaving the hands of the Aryan fascists free in this particular case. By allocating multi-billion budgets, it has addressed issues such as the preservation and development of the "Persian language", the expansion of the "Shiite Crescent-Persian" crescent, the influence and strategic depth of the "Iranian civilization", etc., and under fascist-Aryan currents. Covering the stylized name has started the "Iranshahri Thought" movement. * 10

With the growth of the national consciousness of the Azerbaijani Turks and the ineffectiveness of the theory of the "Central Iran thinking system" of Persia on most of the Turks of Azerbaijan and the outsider view of it, the regime has changed tactics. For example, by using heavily assimilated Azerbaijanis, self-defeating and self-selling mercenaries, he set up parallel networks and allegedly threw the ball in the ground of the Azerbaijanis themselves, in order to reconcile the two systems of thought with the own goals of Mankord women and mercenary influences. To the detriment of the system of Turkish thought in central Azerbaijan. The network of Azeris, which consists of hybrid and mangrove Azerbaijanis, Armenians, Turks, Turkic speakers and mercenaries of the pen taken by the regime and its partners, as well as the deceptive network of M. The regime's spring with the Iranian-Turkish theory and other parallel currents are dependent on the regime's reformists, IRGC, intelligence and cyber networks, which, despite spending huge sums, not only failed to divert the thinking of the central Azerbaijan Turks, but in some cases forced Expediency retreat and temporal softening of their fascist theories

 The last word

Finally, the nature of thought in the two systems of thought of Central Azerbaijan and Central Iran is completely different, contradictory and confrontational, and like a full-blown war in all areas of politics, culture and economy. The "Central Iran System of Thought" is completely fascist and anti-Turkish. It is not independent and acts in parallel and in harmony with the policies of some world powers in order to maintain the existing system. However, in addition to the aggressive hardware way of thinking, they deceive by using the software way of thinking. However, the "Turkish thinking system of Azerbaijan is the center" of civil and democratic thought, and by using a variety of ways of thinking, including creative, critical, abstract and in-depth thinking, the issues are not dealt with on a case-by-case basis but as "systematic, comprehensive and systematic thinking". Collides. Relying on the cohesion of the Turkish nation in South Azerbaijan and alignment with the Turkish world, it has stood against the Persian system of central Iran and institutionalized the national discourse based on the "systemic central Azerbaijan of the Turkish system" of the central Turkish thought of Azerbaijan. The struggle continues. * 12

  ................ ****** ...............

  Attachments and descriptions:

* 1- A comprehensive study and addressing the various angles of the "Central Turkish thought system of Azerbaijan" requires extensive historical and periodic research and the publication of thick books, and obviously does not fit in one article. Therefore, the author tries to shine the blind spots of these two systems of optical thinking by providing codes. Examine and evaluate the past and future of the nation from the perspective of the thinking system of Azerbaijan.

* 2- The Persian minority regime, with the mindset of central Iran, in line with the sinister policy of deleting the names of Azerbaijan and Urmia province, reading and changing the demographics in order to cut off land relations with our brothers across Aras and Turkey, supported the activities of terrorist groups in West Azerbaijan. An economy of the Kurdish ethnic group and Iraqi Kurdish immigrants long for the occupation of West Azerbaijan. To the extent that terrorist groups continue their terrorist acts and territorial expansion freely in the shadow of dirty revenues from drug trafficking, terror, and overt and covert support for Persian fascism.

* 3- Official hatred, such as the broadcast of the "Social Distance Plan" questionnaire by the Radio and Television (1995), the cartoon and the text "What can we do so that the beetles do not beetle?" (2006), the wick program, etc.

* 4- Weakening the morale of national activists, weakening and emptying the power of the national movement from within by publishing articles full of insults, humiliation and terrorism, reading the symbols of Azerbaijan's resistance against the centralist domination system such as Sattar Khan, Sheikh Mohammad Khayabani, craft and other fighters The Azerbaijani people who sacrificed their lives for the liberation of the Azerbaijani people have been attacked.

* 5- The Pan-Iranian Left of the Tudeh-Fada'i Club of the Elderly and other Azerbaijani communist cosmopolitans and centralist religious people are following the continuation of the so-called golden age of the Imam.

* 6- The system of Turkish thought of Central Azerbaijan in contemporary history is also dual Tabriz-Tehran (Dar-ol-Saltaneh-Qajar Crown Prince-Capital) during the constitutional period of "Tabriz Occult Society" and in the street movement and in the independent national government led by Mohammad Amin Rasoulzadeh, national government The craft and field of movement led by Elchi Bey and in the new national movement of South Azerbaijan is pursued with pluralism and democracy with three central slogans "Azerbaijan Warlson - East Maine Kor Olson, Haray Hara Turkman, Central Azerbaijan Olson Tabriz".

* 7- Professor Mohammad Taghi Zehtabi writes about the name of Azerbaijan in the book "Ancient History of the Turks of Iran", Volume 2: Today, the territory of Azerbaijan is not geographically, naturally and economically dependent on its neighbors and is an independent country. Azerbaijan is separated from the Iranian plateau. With the invasion of Alexander and the destruction of the Achaemenids, the necessary conditions were created and Atropat took advantage of this opportunity to establish an independent rule of the Medes. جدید This new government was rightly called "Med Atropation" or "Little Med" or "Atropatkan". This new and independent government surrounded the territory of present-day Azerbaijan (North and South). The rule of Little Medes continued after Atropatkan and later took the name of Azerbaijan.

* 8- Homeland and soil are sacred in the culture of Azerbaijan. The pan-Iranians of the right and the left want patriotism only for themselves and consider it forbidden to other nations, and with the slogans of the Islamic Ummah and cosmopolitanism, they promote the thought of central Iran. Unfortunately, these two currents infiltrated the national movement and misinterpreted this false discourse in the language of the regime's mercenary Friday Imams with the slogan "Azerbaijan is the land of Islam" because no land or homeland is attributed to religion. And in the words of some left-leaning people who, citing the false teachings of Lenin's cosmopolitanism, claim that in Azerbaijan "the homeland was the village of birth and living in ten neighborhoods was called the time of exile." They try to make the land and the homeland look insignificant. If, before the phenomenon of nation-state became common in Europe and Iran, the Turkish nation of Azerbaijan has always fought and shed blood for its land and homeland during its thousands of years of history, and culturally it is a clear example in the Bayats and Folk songs as well as in contemporary history I see that Mirza Hassan Rushdieh publishes and teaches the first elementary book in Turkish called "Vatan Daily". That is, the Turkish language has a broader geographical meaning than the village of birth and beyond the mother tongue, the native language of Azerbaijan has also been used.

* 9- Some examples of field interaction between two systems of thought in recent decades

Muslim People's Movement: Confrontation of two systems of thought in the 8-month struggles of the Muslim people of Azerbaijan in 1979. The First Karabakh War: The first confrontation between the Persian and Turkish systems of thought in the New Azerbaijan National Movement took place in Tabriz and Tehran in 1990 in protest of the Armenian war crimes in Nagorno-Karabakh. that only Azerbaijani Turks took part in the protests of students and people in front of the Armenian embassy and consulate.

Protests against the fascist questionnaire of Fars Radio and Television (1374) - Protests against the fraud of the fifth parliamentary elections in Tabriz (1375) - Qorolta Babak (1379 to 83) - June Uprising of Azerbaijan (1385) - Failure to participate in the Green Movement of Fars (1388) Sports rallies Around Traktor and other Azerbaijani teams

The Second Karabakh War: Supporting Nagorno-Karabakh and protesting against the regime for sending weapons to Armenia and many cases of confrontation between the two systems of thought of Central Azerbaijan and Central Iran, which is going on in all areas and day and night in different dimensions.

* 10 "Iranshahri Thought" is a subcutaneous fascist current that has been revived for many years by the repetition of fascist theorizing by Mahmoud Afshar Yazdi, Seyyed Hassan Taghizadeh, Arani, Shafaq and Kasravi, etc. The regime is licensed and encouraged in Iranian universities with the aim of promoting fascist and racist Aryan and Turkic ideas. People with Iranshahri ideas such as Abbas Akhoondi and Sari al-Qalam, etc. are also present in the upper strata of the government. The only party in Zaman Shah that was free after the Revolution of 1957 was the Pan-Iranian Party of Pezeshkpour and the Mahmoud Afshar Foundation. Iranshahri Thought is a dreadful and fascist program designed for the future of Iran and to complete the unification and genocide of non-Persian nations. There are many supporters in the foreign opposition as well, such as the monarchists and Manqurdi people such as Abbas Ali Javadi, Touraj Atabaki and others.

The influence of people and currents affiliated with the Persian thought of central Iran is evident in the national movement called the national activist through the regime and people affiliated with the reformist, communist, monarchist, etc. opposition, They speak at the current and popular rates and try their luck to gain the legitimacy of being "Milletchi, Turko and Azerbaijani" by appearing in the Azerbaijani media to seek opportunities at conferences and gatherings of the enemies of the Turkish nation of Azerbaijan, namely the monarchists, Mujahideen and the Soviets. Transition as an activist of the national movement and representative of the (people!) Of Azerbaijan in the service of Persian fascism. Some of these people, such as Noureddine Pirmozan and Reza Moridi, have criminal cases of theft, political background against Turkey and anti-Azerbaijan, and support for Armenia and Kurdish terrorist groups.

* 11- Mehran Bahari is the fake name of the unknown Al-Hawiyeh network made by the regime abroad. ا. Iran is governed. With the deceptive theory of Iran Turk Eli (Central Tehran) and the elimination of the centrality of Azerbaijan in appearance by using the method of "reaching from the whole to the part", the first thought is to form a Turkish world, namely the Great Turan and then Azerbaijan. But in essence, its goal is to save Iran from collapse, to distort the nationalist independence movement, and to prevent the flourishing and institutionalization of the Turkish thought system in central Azerbaijan. M. Bahari, as a pan-Iranian, "lies to the Turks" claims that "there are no Azerbaijanis and the Azerbaijani nation in Iran! "Everyone is a Turk." This means on the other side of the coin that Pan-Persianism claims "in Azerbaijan there is no Turk and no nation called the Turk of Azerbaijan at all! All are Azeris and Aryans-ancient Persians." My name falsifies "Turkish Eli" and "Northwestern Turks of Iran" instead of South Azerbaijan and does not reflect the "Turkish nation of Azerbaijan". Contrary to his forgeries, we in Azerbaijan have not one "Turk Eli" tribe but hundreds and thousands of tribes (Turk Eli) such as Afshar, Bayat, Bayramlu, Shamloo, Qajar and others. Restricting and naming the population of 35 million Azerbaijanis into one tribe is in fact a kind of deviant and small thinking and intends to break the greatness of the Turkish nation of Azerbaijan.

Refer to the article: An Autopsy of the Deceptive Nature of the Mehran Bahari Network of the Fascist Regime of Iran

 https://ayiq-eller.blogspot.com/2018/12/blog-post.html

* 12- Naked Persian fascism: In the information age, observing Persian fascists is not a difficult task. Among thousands of examples, I will mention the latest clip of these fascists. Dr. Houshang Amirahamdi, who as a Persian academician with a 45-year history of living in the United States, whose political orientations are strangely in line with most political factions inside and outside Iran, says in a live program on Channel 1: "... We at Aban Institute And I myself am a fascist current. We must grow up and build an empire. We are launching fascism and national fascism in Iran .... »- 2021-07-07 (July 7, 1400). Amira Ahmadi: "... I myself am a social democrat, but to be honest, and with the understandings and arguments that I have, the only way forward for us is an Iranian fascism, and I am saying this in the United States as well." In his confirmation, Shahram Homayoun, with a history of 44 years of journalism and 25 years of residence in the United States, says: "Dr. Amir Ahmadi, I completely agree with you, Persian fascism must be at its peak" Amir Ahmadi: "For example, your degree (fascism) is five "I have 10." ش. Homayoun: "No, sir, ours is eleven." Amira Ahmadi: "So you are an ultra-fascist." 2021-14-07 / (July 25, 1400) Monarchists, all kinds of Pan-Iranians - Farshgard group and other Persian nationalist groups propagate the same fascist thinking.

13. Persian fascism does not mean the Persian nation, but an unknown percentage of extremist Persians who are mostly among the affluent, rent-seeking Shah and sheikh, politicians and educated people of the same Persian chauvinist system whose thoughts are chauvinistic, fascist and aggressive. The number of groups and political spectrums in Persia suffering from racism is innumerable, including the chauvinists and fascists of Persia. has it. Therefore, it is not possible to explain and separate each of them in the text of the article. Because all these spectrums define themselves as attributed to the Persian nation, they are inevitably called Persian chauvinism and fascism. There is no doubt that in every nation there are chauvinists and racists, but the transformation of racism into a system of dominant thought and ideology and its systematic use by the state and its application leads to fascism.

 14. Abstract Thinking Abstract thinking refers to thoughts that are contrary to their appearance, such as proverbs whose concept of appearance is different from their actual meaning. In other words, abstraction means drawing out, and abstract thinking means the ability to deduce and understand concepts from general situations. This type of thinking has very wide dimensions and people who have abstract thinking will understand you very quickly and you do not need to repeat a topic for them several times. So those who do not have this kind of thinking, constantly turn around, are confused, always ask what did you say? what does it mean? And what did you mean?

Therefore, the national movement emphasizes the independent thinking and Azerbaijan, the center of the Turk, because it deals with issues not on a case-by-case basis but as "systematic, comprehensive and systematic thinking".

-------------- ***** ---------------

Additional:

In order not to prolong the main text of the article, I will add other topics that can be raised.

Azerbaijan class-union struggles and thought

Political struggles throughout history have been mainly based on three axes: the first is to defend against the enemy, the second is to gain power, and the third is to fight for lost rights and national demands. Forms, guilds with municipalities and government institutions, and in the contemporary period the movement for equality of religions and sects, the anti-apartheid movement for women, the student and employee trade union movement and the environment and children's rights, the disabled and the rights of refugees and immigrants, animal rights and others. . The National Movement of Azerbaijan is a political, civil movement that includes all components of the class and trade union struggle, which focuses on the struggle for national rights and political power and the establishment of an independent national state, pluralistically and with the participation of all classes. In the meantime, the enemies of the national movement, relying on the Persian thought system of central Iran, are trying to classify and unify the national movement and connect it to the currents of Persia and central Iran. In other words, they are deceitfully trying to separate the trade union, labor and women protests of Azerbaijan from the body of the national movement with the intention of splitting the ranks of the people. Fortunately, the Turkish thought system of central Azerbaijan has consciously exposed this trick of the enemy and while emphasizing the equal role and importance of the presence of women in all fields and by emphasizing pluralism and pluralism, all union demands and universal rights struggles are part of the movement. Knows nationalism and looks at each struggle as a part of the body and as the driving force within the national movement.

 Azerbaijan CenterTrade Union and other movments:

Azerbaijan workers Movement

Azerbaijan Women's Movement

Azerbaijan students movement

Azerbaijan enviromental movement

And ... others.

Abuse of scientific topics to disturb public opinion

The approach and view of the Persian-Iranian thinking system to the national movement of Azerbaijan, which is compiled in the information centers (SAVAK-Savama) and think tanks of government and academic research institutes by anti-Turkish and anti-Azerbaijani fascist theorists of Iranshahr, Iran, through various official media channels. , Self-proclaimed individuals and parallel groups and some Azerbaijanis ostensibly defending the demands of Azerbaijan but affiliated with the regime and pan-Iranians are propagandized.

There is no doubt that the design of scientific-political, psychological and sociological issues is necessary for the study and pathology of the national movement. But the misuse of scientific topics to destroy and humiliate and belittle the achievements and potentials of the national movement under the pretext of raising scientific, political, psychological and sociological topics is nothing more than intentionality and deception. For example, they say: "The national movement belongs to the lower class and the outskirts of cities (like forty meters) who have migrated from the countryside and form the core of the national movement because they are illiterate and could not transfer to the middle class!"

Separating the concrete social base of the national movement without access to statistics in a closed and highly secure society and citing speculation cannot be accepted as a scientific justice. Therefore, in the most optimistic case, if it is from the language of a friend and a mistake from the language of an enemy, it is pure deception. The presence of students, employees, educated industrial workers, owners of private manufacturing companies and medical staff, the media community, the press and a significant portion of the markets and guilds that are in the national movement belong to the middle class and even the upper class. Their professional and social roles play a role in the national movement. Naturally, the role of an 18-year-old student will not be the same as that of a 55-year-old university professor. The national movement of Azerbaijan proceeds in a pluralistic manner with the participation of all sections of society. Separating it into urban and rural, lower, middle and upper class, if not on purpose, is a mistake and has no scientific basis. The Turkish thinking system of central Azerbaijan is too vigilant to detect the deceptions of so-called dependent and deviant academics.

Feminism and women's rights

Azerbaijani women, along with men, have been and are the main owners and leaders of the Azerbaijani national movement. The issue of sexual and legal discrimination against women in Azerbaijan has more religious and political than cultural roots. The history of Azerbaijan is full of equal presence of women in culture and society. Respect for women to the extent of sanctity to the mother is ingrained in our culture and is mentioned in Turkish folk tales such as "Deh Deh Ghorqud" and the value and equal view of women in it is amazing and comparable to Persian anti-feminist works in Shahnameh and It is not. Unfortunately, instead of promoting the original richness of Azerbaijani culture and emphasizing the unique experience of women's rights in the one-year national government, craftsmen and existing potentials, by abusing new scientific topics in the global feminist movement to destroy and weaken the national movement, the issue of women and (Azerbaijan Qadinlar Movement) face each other! While the issue of women is an open issue that has been created since the beginning and is still not completely resolved even in the most advanced western countries. There is no doubt that culture building is important, but we will not succeed without a national government. It is a mistake to create a gap between men and women in the national movement of Azerbaijan under the pretext of proposing the category of feminism, if it is not intentional. The Turkish thought system of central Azerbaijan understands the sensitivity of the issue and stands consciously against the deceptions of the enemies of Azerbaijan.

A few example of oemes of ani Women by Persian poests:

 Saadi Shirazi:

 If a woman gets in the way of the market, hit her --- otherwise you will stay at home, woman

Ferdowsi:

The woman and the dragon are both in the dust - the world is clean of these two impure

Praise women Praise dogs —– That one dog out of a hundred pious women

Because you give a girl to a wolf - whose name is weak and whose shame is great

Wrong targeting by indulging in deceptive slogans

To cover up the nature of the Persian system of central Iran, which is completely fascist, apartheid and racist, a number of pro-center Azerbaijanis close to the reformists and former communists, while plotting and abusing the concepts of the Western bourgeois system such as democracy and citizenship, The optimists and oppressors sought to continue after they failed to bring the rights of non-Persian nations in the statement of the leaders of the Green Movement even on paper. . Federalism without demarcation and without the presence of the Persian nation and the designated Persian region and without military guarantees for the governments of the federal states to be able to defend themselves against the invasion of the central government. And the repetition of the empty slogan of the right to self-determination of nations, which Lenin himself did not give to non-Russian nations, and which is currently not possible in any country except in Western democracies. Fortunately, the last henna of Iran's system of thought, the center of these deceivers, also faded, and the dominant discourse of the national movement, which is to expel the occupiers and form a national government and declare independence, continues firmly with the institutionalization of Azerbaijan's system of thought.

Reducing the issue of banning the Turkish language to the level of children's rights!

It is true that teaching in a foreign language and not teaching in the mother tongue endanger the mental health of children and cause the mother tongue to decline and the children to drop out of school. But the cause of this disease was neither genetic nor natural disaster, but a fascist political decision. Unfortunately, the issue of banning the Turkish language in Iran can not be summed up in the context of (small national oppression!) The issue of children's rights, and with psychological advice, beg the heart of Persian fascism to allow education in Turkish! Because the Fars Iran Markaz thinking system once again shows its ugly face against human rights after 95 years (2009) by presenting a fascist Persian adequacy test for non-Persian children and to facilitate the assimilation of non-Persian children by adding remedial classes for children. The four-year-old wants to complete the unification process. But the Central Azerbaijani Turkish thought system knows exactly that the issue of banning the Azerbaijani Turkish language in Iran is a cultural genocide and genocide to eradicate Turkish culture and identity, and is a purely political issue. The solution is not psychotherapy, but political struggle and the formation of a national government and the officialization of the Turkish language in South Azerbaijan, as in the one-year rule of the Martyr Pishevari (1324-25).

  Azerbaijan Center Media and prapaganda

In the field of spoken and especially written media, we have a dual thinking system. Of course, this goes back more to a hundred years of the system of imposed Persian education and the ban on the Turkish language, which inadvertently infected us with the Persian system of thought in central Iran. Now revive the decline and revitalize the Turkish thinking system of central Azerbaijan by paying heavy costs by national activists using the limited facilities of free communication and the Internet. What has been done so far is valuable, but it is not acceptable in terms of quantity and quality. Our spoken and written media must free themselves from the intellectual captivity of the Iranian thinking system of Central Iran and adjust the content and centrality of the programs on radio, television and cyberspace based on the thinking of Central Azerbaijan. Subtitles and captions should all be in Turkish and the Latin and Arabic alphabets. Avoid writing Persian on video clips and in comments. Avoid unnecessary exchange of Persian clips, which is a kind of service to the Persian thought of central Iran. Writings, programs and conversations in Persian language are only for informing and disseminating national messages and should be within the framework of the Turkish thinking system of Central Azerbaijan. From republishing chip and nasty posts and clips and level music 

The progressive and forward thinking of the Turks of Central Azerbaijan with the slogan "Neither Shah Chiyam nor Sheikh Chi Millet Chi M Millet Chi" (neither the Shahim / Pahlavi fascist system nor the Sheikh / clerical fascist system, but the sovereignty of our nation). And the fundamental and progressive slogan "Freedom, justice, national government" once again showed their political maturity on the street (in demonstrations in support of the nation of Al-Ahwaz Al-Arabi on August 2, 1400). On the other hand, we are witnessing the show of reactionary thinking of Fars Markaz, who, without learning from their backward and superstitious thoughts in 1978, when they saw Khomeini's picture on the moon, this time with the slogan "Reza Shah Rohat Shad" sought to exhume the fascist dictator and repeat historical crimes. They are the infamous Pahlavi regime.

The power to mobilize the nation

The Turkish thought of central Azerbaijan, by calling the people to the street protests at a certain day and time, proved once again that, contrary to the Persian thought of central Iran, it has the power to mobilize the people. He is vigilant in determining his strategic ally and takes to the streets in rejection of the Persian fascist centralists and Kurdish terrorist groups, chanting "Azerbaijan, Al-Ahwaz, unity, unity" in support and solidarity with the Arab people of Al-Ahwaz in difficult security conditions. 

 

0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home