Thursday, August 8, 2019

شکست سیستم فدرالیسم هندی - اشغال نظامی کشمیر

اومود دوٌزگوٌن
۱۷مرداد ۱۳۹۸/  ۸  آگوست ۲۰۱۹

سیستم فدرال در ممالک چند ملیتی همچون اسپانیا، روسیه، چین و هندوستان از آغاز با مشکلات عدیده ای مواجه بوده است. ناکارآمدی سیستم فدرال در چین و کشتار تورکهای اویغور در تورکستان شرقی، در روسیه و کشتار چچن ها، حتی در جوامع دمکراتیک همچون اسپانیا، در سر بزنگاه به دیکتاتوری و اشغالگری و سرکوب عریان ایالتهای اتنیکی غیر مرکزگرا تبدیل شده است. بعد از هجوم ارتش فدرال اسپانیا به ایالت کاتولونیا و باطل کردن رفراندوم ۹۰درصدی استقلال و بازداشت و زندانی کردن رهبران آن، نوبت به دولت فدرال هند رسید تا با لغو ماده ۳۷۰ قانون اساسی فدرال، حق خودمختاری ایالت جامو کشمیر را بعد از ۷۰ سال بطور یک جانبه و با توسل  بزور نیروی ارتش مرکزی از آنان بگیرد و به اشغال کامل خود در آورد. نمونه های زیاد دیگری از ناکارآمدی سیستم معیوب فدرالیسم در کشورهای چند ملیتی را میتوان ذکر کرد اما همین دو نمونه اخیر میتواند درس عبرت خوبی برای فعالین ملی جنبشهای رهایی بخش ملل غیرفارس در ایران از جمله بعضی از فعالین حرکت ملی آزربایجان باشد که خوش باورانه دل در گرو فدرالیسم از نوع ایرانی- فارسی گذاشتند!

سیستم فدرال  در هند و نوع تقسیم ایالتها 
سیستم فدرال در هند جمهوری- پارلمانی است. ارکان اصلی قدرت در جمهوری فدرال هندوستان در کنار رئیس جمهور سمبولیک اما با قدرت ویژه، تحت یک سیستم چند حزبی پارلمانی فدرال و دولت فدرال مرکزی و دولتهای خودگردان ایالتی با مجالس محلی است. تقسیمات سیستم فدرال در هند براساس جغرافیا و بیشتر بر طبق تقسیمات بجا مانده از دوره استعمار انگلیس بوده است و متشکل از 29 ایالت و 7 اقلیم اتحادیه (کانتون) اداره می شود.  باستثنای پنج قلمرو اتحادیه  که  بدون مجلس هستند و مستقیماً از طرف دولت مرکزی توسط فرماندارهای انتصابی اداره می شوند همه ایالت ها از جمله  ایالت جامو کشمیر و سایر اتحادیه ها دارای مجلس ها و دولت های منتخب خود هستند. 

سرزمین کشمیر 
سرزمین کشمیر که امروز بین کشورهای هند، پاکستان و چین تقسیم شده است در سال 1320 میلادی(۶۹۹ هجری شمسی) تا زمان یوسف شاه چک،  بیش از دو قرن یک کشور مستقل بود، اما از سال 1586 میلادی به اشغال حکومتهای مختلف درهند از جمله دولت استعماری انگلیس درآمد. هنگامی که انگلیسی‌ها نتوانستند بر کشمیر مسلط شوند، با وجود ساکنان اکثریت مسلمان(۷۰ درصدی) تحت شرایط ویژه اداره آنرا به سران قومی "دوگراهای" هندوها واگذار کردند.  اقلیت هندوهای ساکن کشمیر ، تحت نظر انگلیستان و به مدت ۱۰۱ سال طی 1846 تا  1947 میلادی بر کشمیر حکومت کردند. هنگام تقسیم مستعمره هند به دو کشور مستقل هند و پاکستان، قرار بود سرزمین‌های مسلمان‌نشین به پاکستان و سرزمین‌های هندونشین به هند واگذار شود، اما فرمانروای کشمیر که هندو بود شخصاً تصمیم گرفت سرزمین خود را در اختیار هند بگذارد. بمدت دوسال بر سر کشمیر بین هند و پاکستان جنگ در گرفت و هنگام برقراری آتش‌بس سال 1949، حدود یک سوم از سرزمین کشمیر، در تصرف پاکستان باقی ماند و هند نیز در سال 1954 انضمام رسمی بخش تحت کنترل خود  موسوم به "جامو و کشمیر" را به خاک خود اعلام کرد. براساس اصل ۳۷۰ قانون اساسی فدرال هند، به جامو و کشمیر اختیارات ویژه ای در مقایسه با سایر ایالت‌های هند برای اداره امور داخلی‌شان داده شده است. کشمیر تحت کنترل هند می‌تواند قانون اساسی و پرچم مخصوص به خود و همچنین اختیارات مستقل داخلی به جز موارد بین‌المللی و دفاعی و ارتباطات را داشته باشد. دولت هند به رهبری حزب ناسیونالیست هندو "بهاراتیا جاناتا "(بی‌جی‌پی) با لغو اصل ۳۷۰ از قانون اساسی این کشور، پس از هفتاد سال، خودمختاری و امتیازات ویژه را از جامو و کشمیر سلب کرد. دولت هند این اقدام را اصلاح "یک اشتباه تاریخی" نامید! این اقدام هند با استقبال ساکنان هندی منطقه و خشم مسلمانان رو به رو شد.



هجوم نظامی دولت فدرال هند به ایالت کشمیر
دهها هزار نیروی اشغالگر ارتش فدرال هند وارد ایالت خودمختار کشمیر شدند بعد از انحلال دولت و مجلس ایالتی، کلیه مدارس و دانشگاه‌ها و مراکز عمومی بسته شد و از گردشگران خواسته شد که منطقه را ترک کنند. خطوط تلفن و سرویس‌های موبایل و اینترنت را قطع کردند. بنا به گزارشات رسمی تنها در سه روز اول اشغال بیش از پانصد نفر از نخبه گان و سیاستمداران محلی از جمله وزرای دولت کشمیر بازداشت شدند. دهها نفر از آنان روانه زندان فدرال مرکزی دهلی نو شدند. حکومت نظامی شرایط زندگی را برای ۱۴میلیون کشمیری بدتر از زندان کرده است. دولت باصطلاح دموکراتیک فدرال هند تمامی کنوانسیونهای بین المللی از جمله کنواسیون جهانی حقوق بشر را زیرپا گذاشته است. متاسفانه جوامع مدعی دمکراسی عکس العمل در خور توجهی از خود نشان نداده اند.

پرچم کشمیر بعد از ۷۰ سال توسط دولت اشغالگر هند در پنجم آگوست ۲۰۱۹ پایین کشیده شد.

اصل ۳۷۰ چه بود؟ 
اصل ۳۷۰ به ایالت جامو و کشمیر هند نوعی خودمختاری ویژه ای می‌داد، بطوری که این ایالت به جز در مسائل روابط خارجی، دفاعی و ارتباطات و مخابرات که در کنترل دولت مرکزی هند بود، قانون اساسی مستقل و پرچم ملی خودش را داشت و آزاد بود کلیه قوانین مدنی و قضایی ایالت را خود وضع کند.
در نتیجه براساس این قانون (ماده ۳۷۰)، همراه با ماده 35A (قانون تابعیت)، دولت جامو و کشمیر در مقایسه با دولتهای سایر ایالات هند میتوانست قوانین مربوط به اقامت دائمی، مالکیت و حقوق اساسی شهروندان را خود تعیین کند و این مساله مانع از این می‌شد که شهروندان هندی‌ از سایر ایالت‌های هند در این منطقه خانه و املاک تجاری خریداری کنند و به این ایالت مهاجرت کرده و دست به تغییر ترکیب جمعیتی ایالت کشمیر بزنند.

اختیارات ریاست جمهوری طبق ماده 356
سیستم فدرالیسم هندی طبق ماده 356 اختیارات ویژه گسترده ای را تحت عناوین مختلف ازجمله تمامیت ارضی، امنیت ملی، حفظ وحدت و یکپارچگی کشور به رئیس جمهور و دولت مرکزی داده است تا در صورت بروز ناآرامی های مدنی، اقتدار خود را بر کشور اعمال کند و دولت ایالتی ابزاری برای مقاومت در برابر آن ندارد. گرچه هدف (ماده 356) از اعطای اختیارات بیشتر به دولت مرکزی برای حفظ وحدت و یکپارچگی کشور است ، اما اغلب توسط احزاب حاکم در دولت مرکزی  مورد سوءاستفاده قرارگرفته است و از آن به عنوان بهانه ای برای انحلال دولت ایالتها استفاده کرده است. بنابراین،  بسیاری از منتقدان آنرا به عنوان تهدیدی برای دولتهای منتخب و دمکراتیک ایالتهای خودمختار تلقی می کنند. از زمان تصویب قانون اساسی هند در سال 1950 ، دولت مرکزی از این ماده چندین بار برای انحلال دولت های منتخب ایالتی با اعمال قانون اختیارات ویژه رئیس جمهور استفاده کرده است. البته طبق قانون دولت مرکزی میتواند حداکثر بمدت سه سال حاکمیت انتصابی و تحمیلی خود را اعمال کند. اما لغو اصل ۳۷۰ که مختص به ایالت کشمیر و خودمختاری آن در حد شبه کنفدرالیسم بود درعین حال اقدامی نادر و دیکتاتورمابانه میباشد که علاوه بر جامو کشمیر حساسیت مسئله بخش پاکستانی و چینی کشمیر را نیز حادتر میکند.

تکه پاره کردن دوباره کشمیر  
در 5 آگوست 2019 ، رئیس جمهور هند " رام نات کوویند " طی فرمانی ماده ۳۷۰ قانون اساسی 1954 را باطل كرد و با سلب اختیارات ویژه (فدرالیسم ملی) کشمیر را تبدیل به ایالت غیر ملی ( ایالت فدرالیسم جغرافیای) همانند دیگر ایالات کرد. علاوه بر غیرقانونی اعلام كردن تمام بندهای ماده 370، لایحه  تقسیم ایالت جامو و کشمیر را به دو اتحادیه (کانتون)  تحت عنوان جامو و کشمیر و جداکردن( کانتون لاداخ) از تصویب هر دو پارلمان گذراند.
در قضیه اخیر کشمیر برای اولین بار از ترفند تقسیم کشمیر و جدا کردن بیش از یک سوم سرزمین کشمیر و تبدیل أن به اقلیم اتحادیه ( کانتون) " لاداخ " بدون داشتن مجلس محلی تحت کنترل مستقیم دولت مرکزی نیز استفاده شده است.
   

توجیهات بی اساس حاکمان هندی 
مدعیان بزرگترین دموکراسی و سیستم فدرالیسم جهان، لغو یکجانبه و غیرقانونی و لشکرکشی صد هزارنفره، دستگیری و حبس غیرقانونی صدها نفر و سرکوب اعتراضات و نفی ابتدایی ترین حقوق مردم و ایجاد خفقان با قطع اینترنت و تلفن و منع عبور و مرور و غیره را بنام دمکراسی در قرن ۲۱ و در روز روشن اینگونه توجیه میکنند:
آمیت شاه وزیرکشور هند:  لغو خودممختاری کشمیر" اصلاح  یک اشتباه تاریخی" است! در حالیکه، مردم کشمیر بر اساس تضمین داده شده در اصل 370 قانون اساسی بود که بصورت مشروط به اتحادیه فدرال هند پیوستند. آقای مودی نخست‌ وزیر هند: دولت کشمیر حقوق شهروندان خارج از ایالت را رعایت نمیکرد و امنیت هند را بخطر میانداخت. "از بین رفتن بند ۳۷۰، آغاز دورانی تازه است. " منطقه را "از تروریسم و ترویست‌ها" پاک خواهیم کرد.
آقایان مودی و آمیت شاه ادعا می کنند که ماده 370 جدای طلبی و تروریسم را در جامو و کشمیر پرورانده است. واقعیت آن است که در سه دهه اخیر از بین بردن تدریجی اختیارت اجرایی ایالتی کشمیر(مندرج در اصل ۳۷۰) توسط دولت مرکزی در روابط با دولت مرکزی و سایر ایالتها، همینطور نقض فاحش دموکراسی، لشکرکشی و سرکوب وحشیانه اعتراضات توسط دولت مرکزی بود که سبب ناهمبستگی و ظهور جدایی طلبی در اقشار مردم  و تحرکات حمایتی از سوی بخش پاکستانی کشمیر شد.
   
نخست‌وزیر هند آقای مودی با وقاحت تمام که دست کمی از وقاحت آخوند حسن روحانی ندارد وعده های دروغین و پاپیولیستی داده و میگوید:"ما کشمیر را خواهیم ساخت. جاد‌ه‌ها و خطوط آهن بهتری خواهیم ساخت به منطقه توریستی تبدیل خواهیم کرد." همچنین فردای تجاوز به حقوق شهروندان کشمیر با وقاهت بی شرمانه ای میگوید: "همه شهروندان به حقوق کاملشان دسترسی پیدا خواهند کرد."

سیاست پنهان دولت ملی گرای هند

آنچه میدیای غالب بدان توجه چندانی نمیکند ماهیت واقعی دولت کنونی فدرال هند برهبری "نارندرا مودی" رهبر حزب حاکم ر، گرای ملی هندوها «باهاراتیا جاناتا» است که پشت پرده دمکراسی و فدرالیسم، سیاست پنهان یکسان سازی و تغییر ترکیب جمعیتی بنفع هندوها را مخصوصاً در ایالتهایی که در آن هندوها در اقلیت هستند پیش میبرد. لغو اصل ۳۷۰ قانون اساسی فدرال نیز در این راستا میباشد. با اجرایی شدن این فرمان شهروندان هندو قادر خواهند بود به کشمیر مهاجرت کرده و مالک زمین و تابعیت قانونی و حق رای در ایالت شوند و با تغییر ترکیب جمعیتی به نفع هندوها در انتخابات مجلس ایالتی اکثریت آرا را بدست آورده و بتدریج ایالت کشمیر را در انقیاد کامل هژمونی شوونیستی هندوها در بیاورند.

سخن آخر
سخن آخر اینکه سیستم فدرالیسم در گوشه و کنار دنیا از اسپانیا گرفته تا هندوستان با معایب و تناقضات مختلفی روبرو است و بعلت مشخص نکردن تضمینات امنیتی برای دولتهای ایالتی در برابر سوء استفاده از قانون توسط دولت مرکزی و لشکرکشی، سرکوب و براندازی دولت ایالتی، در عمل سیستم دمکراتیک فدرال را تبدیل به دیکتاتوری در بطن دموکراسی میکند. تجارب تلخ در هند ، اسپانیا و نقض «قرارداد قوام السلطنه - پیشه وری» توسط دولت مرکزی ایران و حمله وحشیانه ارتش شاه به آزربایجان(۱۳۲۵) و قتل عام بیش از ۲۵ هزار نفر از ملت تورک آزربایجان میتواند درس عبرتی باشد تا بدون تضمین نظامی در تله فدرالیسم پوشالی نیافتیم.  چرا که حل مسئله ملی در کشورهای کثیرالملله ای چون ایران از طریق سیستم فدرال بدون تضمین امنیتی غیر ممکن میباشد و هژمونی فاشیستی فارس هرگز تن به تضمین نظامی نخواهد داد.  لذا تلاش برای احقاق حقوق ملی از طریق فدرالیسم چرخ باطل زدن بدور خود و هدر دادن وقت است.  تنها آلترناتیو موجود  در حرکت ملی آزربایجان و سایر ملل غیر فارس گزینه استقلال است که  میتواند به اشغالگری فاشیسم فارس پایان داده و با تشکیل دولت ملی مستقل خود، به اهداف عالیه خود برسد.
*******************************

Update 
 در 31 اکتبر۱۳۹۸ منطقه جامو کشمیر (با اکثریت مسلمان) به دو بخش فدرال (سرزمین های اتحادیه) تقسیم شد . بر اساس این تصمیم، بخشی از استان جامو و کشمیر به منطقه جامو و کشمیر بدل می‌شود و بخشی از این استان هم با یک منطقه بودایی‌نشین، منطقه «لداخ» را تشکیل می‌دهد که دولت مرکزی دهلی نو، مستقیماً اداره این دو منطقه را برعهده خواهد داشت.
این دو منطقه به ترتیب توسط دو فرماندار ستوان جیریش چاندرا مورو و ردا کریشنا ماتور اداره خواهند شد. آنها به دولت مرکزی هند مستقر در دهلی نو گزارش می دهند.  دره کشمیر و جامو ، مساحتی بیش از 42000 کیلومتر مربع (16216 مایل مربع) با جمعیت 12.26 میلیون نفر ، که شامل 8.44 میلیون (68.8 درصد) مسلمانان است.
قلمرو وسیع لاداخ ، که به عنوان بیابان سرد نیز شناخته می شود ، بیش از 59000 کیلومتر مربع (22.780sq مایل) پهن شده و شامل دو ناحیه کارگیل و له است ، که جمعیت بسیار کمی از 274.2289 را در خود جای داده است. از این تعداد ، مسلمانان 127،296 نفر (46.4 درصد) و بودائیان 108،761 (39.65 درصد) را تشکیل می دهند. دولت چین که ادعای ارضی بر کشمیر دارد اقدام دولت ناسیونالیست هندو را محگوم کرد. پاکستان سطح روابط خود را به حداقل رساند و خطر بروز جنگ اتمی را هشدار داد. رژیم ایران اسلامی با سکوت خود نسبت به ضایع شدن حقوق مسلمانان توسط هند به رابطه تجاری اش با هند تاکید کرد.

Update:on October 31.
The Muslim-majority region will be broken up into two federal territories (Union territories) on Thursday, as part of a sweeping move to tighten its grip over the restive region that is at the heart of more than 70 years of hostility with Pakistan.
The two regions will be administered by two lieutenant governors Girish Chandra Murmu and Radha Krishna Mathur respectively. They will report to the Indian home secretary based in New Delhi.
The union territory of Jammu and Kashmir will have two divisions; Kashmir Valley and Jammu, an area of over 42,000 square kilometres (16,216 square miles) with a population of 12.26 million, which comprises 8.44 million (68.8 percent) Muslims.
The vast territory of Ladakh, also known as the cold desert, spread over 59,000sq km (22,780sq miles) and comprising two districts of Kargil and Leh, houses a tiny population of 274,289. Out of this, Muslims make up 127,296 (46.4 percent) and Buddhists 108,761 (39.65 percent).

پیوست:

وضع بهداشت عمومی معضل(هسته ای) هستی کش توالت در هندوستان

دولت فدرال هند در ۷۰ سال گذشته مخصوصا در ۳۰ سال اخیر صدها میلیارد دلار از بودجه کشور را خرج تسلیحات نظامی ازجمله تولید سلاح هسته ای(بمب اتم) کرده است تا خود را همتراز و یا در رقابت با قدرتهای بزرگ جهان قرار دهد. اما رقابت در زمینه ابتدایی ترین امور بهداشتی را نه تنها به ابرقدرتها بلکه به فقیرترین کشورهای آفریقایی نظیر رواندا، بورکینوفاسو و حتی به ایالت نیمه مستقل جامو کشمیر و همسایه فقیر و پرجمعیت خود بنگلادش باخته است! با فشارهای سازمان بهداشت جهانی دولت فدرال هند در سال 2014 متعهد شد كه تا سال 2019 دفع مدفوع باز را پایان داده واقداماتی را در جهت ساخت توالت عمومی و خانگی انجام دهد. دولت فدرال هند ادعا میکند که برای رفع این معضل میلیاردها دلار خرج کرده است اما آمار همچنان از وضیعت خیلی بد آن خبر میدهد. بگزارش مجله اکونومیست چاپ لندن، وضع بهداشت عمومی در هندوستان ازجمله وضعیت رفع حاجت یعنی "توالت" بسیار وحشتناک است. حدود 450 میلیون نفر از مردم هند "ادرار و مدفوع " خود را در زمین های باز، پشت درختان، کنار جاده ها، در مسیرهای خط آهن و رودخانه ها رها می کنند. در مواردی درکنار خوکها توالت کرده با یک تیر دو نشان میزنند! در شهرها 157 میلیون ساکن شهری،(بیش از کل جمعیت آلمان و فرانسه) فاقد امکانات توالت مناسب هستند. بیشتر زباله های جامد توالتها در رودخانه ها ، دریاچه ها و حوضچه های تصفیه نشده تخلیه می شوند. بانک جهانی یک دهم مرگ در هند را به بهداشت فاضلاب پیوند داده است. تقریباً 44 میلیون کودک زیر پنج سال، عقب ماندگی رشد فیزیکی و مغزی دارند و هر ساله بیش از 300000 نفر بر اثر بیماری های اسهال جان خود را از دست می دهند. دولت فدرال هند میتواند از تجربیات کشورهمسایه و فقیر بنگلادش بهره ببرد، که بین سالهای 1990 تا 2015 میزان دفع مدفوع باز را از 34٪ به 1٪ کاهش داد و به عنوان بخشی از یک تلاش پایدار، دولت بنگلادش با همکاری خوب شوراهای روستاها برای آموزش مردم به اهمیت بهداشت اقدامات شایانی را انجام داده اند. به جای اینکه فقط خطرات دفع مدفوع را برجسته کنند، فضیلت های بهداشت پاک را تعلیم و گسترش دادند. داشتن دستشویی به نمادی از کرامت انسانی تبدیل شده است. اینک زنان بنگلادشی یکی از شروط برای ازدواج را به محل و نوع توالت ساخته شده در خانه مرد در نظرمیگیرند.
اما در جمهوری دمکراتیک و فدرال هندوستان معضل(هسته ای) هستی کش توالت همچنان پابرجاست! همین گزارش مختصراز یک مورد وضعیت بهداشتی وحشتناک در هند، ثابت میکند که ادعاها و وعده های نخست وزیر شوونیست هندو برای آباد سازی و توریستی کردن کشمیر بعد از تجاوز و اشغال آن، فریبی بیش نیست.

 
The Economist explains
Why it is so hard to fix India’s sanitation

One in ten deaths in the country is linked to poor hygiene standards
Children defecating outdoors in Varanasi in 2014. Nearly half the population still relieve themselves in the open, spreading disease and causing other health problems.





















INDIA
 vies with China to be the world’s fastest-growing large economy, but its record on basic  sanitation is dreadful. Around 450m people relieve themselves in playgrounds, behind trees, by roadsides, and on railway tracks and river banks. In cities 157m urban dwellers, more than the population of Russia, lack decent toilet facilities. Much of the solid waste is emptied into rivers, lakes and ponds untreated. The World Bank links one in ten deaths in India to poor sanitation. From contaminated groundwater children pick up chronic infections that impair their bodies’ ability to absorb nutrients. Almost 44m children under five, says the bank, have stunted growth, and every year over 300,000 die from diarrheal diseases. What can India do to change this grim reality?
In 2014 the government pledged to end open defecation by 2019. That year marks the 150th anniversary of the birth of Mahatma Gandhi, who considered sanitation to be sacred and “more important than political freedom”.  A survey by the Research Institute for Compassionate Economics in 2014 found that in 40% of households with a working toilet, at least one family member preferred to defecate  ..
People in villages often fail to acknowledge that a lack of sanitation is a problem. Many use toilets only in emergencies, worrying that the pits will clog up quickly when, in fact, they are meant to last a family of five about ten years. Caste division plays a part, too. Villagers are loth to empty latrine pits manually, a task relegated historically to dalits (formerly untouchables). Some consider defecating in the open to be a sign of virility, and believe a stroll to the fields aids digestion. Toilets, often the only concrete structure in the house, are used as a storeroom for firewood, grass, chickens, cow-dung cakes and food grains, or double up as goat-sheds or even temples. On-ground implementation is patchy, too. Families who receive a toilet-building subsidy do not always build one. Often the sarpanch (village head), the junior engineer who surveys the site and the local contractor are in cahoots and skimp on building materials and design, says Nitya Jacob, a sanitation consultant.


Simply punching holes in the ground at breakneck speed will not solve the problem. India could learn from neighboring Bangladesh, which reduced open defecation from 34% to 1% between 1990 and 2015. As part of a sustained effort, its government partnered with village councils to educate people in the merits of good sanitation. Instead of just highlighting the hazards of open defecation, it extolled the virtues of clean sanitation. Having a toilet became a symbol of dignity. Women decided on the location and type of toilets to be built in their homes. In India, on the other hand, officials have at times brutally punished those who defecate outside. Some have been beaten up, and a few others have been denied government benefits like pensions and monthly household provisions unless they build a toilet at home. In the short run such coercive tactics might work to increase the number of installed toilets, but they will do little to promote their use.

Labels:

Tuesday, September 11, 2018

در باره شبکه مهران بهاری

اومود دوٌزگوٌن


توضیح: پرداختن به ماهیت این باند را شاید در فرصت مناسب بصورت مقاله آماده کنم. اما بعلت نبود وقت کافی و تعداد زیاد مقالات که در مرحله تنظیم مانده اند. نمیخواهم اتلاف وقت کنم. فقط چند نکته را برای عزیزانی که بتازه گی با این طیفها دارند آشنا میشوند یادآورمیشوم.

هدف شبکه مهران بهاری از بازیهای فیسبوکی با اسامی جعلی و با همان انشای خاص انتشار افکار انحرافی نویسندگان نشریه آذری ها و ایران شمالی وزارت اطلاعات ساواما بصورت عکس برگردان است. و مخرج مشترک هر دو حفظ زندان ملل با احیای تفکر پان ایرانیسم مانقورت نشان افرادی چون رضا زاده شفق، کسروی، حسن تقی زاده و تقی ارانی هاست. اولا ملت تورک سرزمینی بنام شمال غرب ایران ندارد. نام سرزمین تاریخی ما تورکها، آرزبایجان جنوبی بمرکزیت تبریز است. یارگیری پان فارسیسم دولتی رژیم اسلامی از پس مانده های پان ایرانیست راست سابق دوره پهلوی همچون محسن پزشکپورها و ایرج افشار یزدیها و توابین پان ایرانیست حزب توده و فداییان اکثریت مسبوق به سابق است. مهارت و تجربه توده ایها در نوکری به دستگاههای جاسوسی ک گ ب بصورت افسران مخفی حزب توده و طلاب حزب توده در حوزه علمیه قبل از انقلاب و انتقال تجربیات جاسوسی ک گ ب به مراکز جاسوسی رژیم آخوندی در سالهای اول انقلاب برای تحکیم سلطه اخوندهای ضد امپریالیست در خط لنین و استالین و امام بر همگان محرز است. اکنون همان خط جاسوسی در خدمت پان فارسیسم را میخواهند به حرکت ملی رخنه دهند. اما تابحال شکست خورده اند. این جریان ایرانگرایی تورکان ایرانی همان پان ایرانیستهای خجالتی هر از چندگاهی فعال میشوند و بلافاصله توسط فعالان افشا شده و چند صباحی ناپدید میشوند.  و دوباره  با ترفندها و نامهای دیگری برمیگردند.

Expert Author Clinton Bernat
حدود ۱۵-۲۰ سال پیش تعدادی از اینها در اتاقهای گفتگوی پالتاک اینترنتی آزربایجانی با اسامی جعلی شرکت میکردند.  من بعنوان ادمین یکی از این اتاقها هنوز اسم یکی از اینها را بیاد دارم با اسم مستعار آ- ت که (راست یا دروغ) میگفت پزشک است اما مشغول تجارت در تهران و تفلیس گرجستان است و بنگاه واردات و صادرات کالا دارد. تقریباّ هر روز خارج از موضوع افکار پان ایرانیستی خود را زیر پوشش تورکان ایران تبلیغ میکرد. می گفت «تمام ایران ملک خصوصی تورکان ایران است و برای چاه بهار و بندر عباس خون داده ایم مال ما تورکان ایرانست» بعدها شخص متوهمی پیدا شد و حزب تک نفره ترکان ایران را تاسیس کرد و ادعا کرد که از سلاسه نادر شاه افشار است و میخواهد حاکمیت ایران را به ترکان برگرداند. برگ او خیلی زود سوخت. بعد تیم اطلاعاتی سپاه بکمک توابین حزب توده و اکثریتی شبکه ای بشکل سربازان گمنام چند نفره پشت نام مهران بهاری با عکس جعل کرده از یک مرد مانکن ملوس اروپایی-‌ آمریکایی در سایت وابسته به سپاه یعنی« بای بک » سابق بمیدان آمد. که بعد از افشا شدن جعلیات امام زمانی اش برای مدتی ناپدید شد. همین شبکه با همه گیر شدن فیسبوک، اینستاگرام و تلگرام  دوباره پیداش شد. اینبار با  روآوردن به فریبکاریهایی نظیر انتشار اسناد سری تاریخی که بجز اطلاعات سپاه کسی بدان دسترسی ندارد  همان خط ایران مال ماست و چهابهار مال ترکان است و...را دنبال میکند.

خلاصه اینکه  در طول این ۱۵-۲۰ سال فعالیت، این شبکه توانسته است فقط دو نفر از فدرالیستهای آزربایجانی خارج از کشور را آنهم با شک و تردید به شبکه گمنام امام زمانی نزدیک کند و از کانال آنها برای انتشار سم تفکر ، شمال غرب ایران، ترکان ایران و اخیراّ تورک ائلی را تبلیغ کند. شوربختانه هر دو فرد سابقه عضویت در گروههای چپ استالینستی دارند. و چند سالی نیز سمپات لنینیستهای راه کارگر شده بودند که بخیر گذشت! البته و خوشبختانه سالهاست که از مخالفان سرسخت استالینیستهای حزب توده و اکثریتی شدند و جزو فعالان ملی فدرالیست هستند. بی تردید شبکه امام زمانی مهران بهاری در اصل  پان ایرانیست،  ضد تورک و ضد استقلال آزربایجان است. در فضای مجازی نقش پان ایرانیستهای  خجالتی خود زن را بازی میکنند. طرز تفکر شبکه مهران بهاری ظاهراَ ضد استالینیستی است اما ادبیاتش کاملاّ استالینیستی آغشته به نژادپرستی موزیانه است.

September 11, 2018
.......................................................................................................................
  پیوستهای فیسبوکی:





 Hüsen Noi  
در مورد مهران باهارلی نامی باید بگویم البطه مردم آزربایجان خیلی خوب میدانند.
شخصی بنام مهران باهارلی وجود خارجی ندارد . مهران باهارلی نام مستعار هر حرکتیست بر علیه آزربایجان،  که امروزه بد خواهان آزربایجان تمام تحریفات ، تهدیدات خود را زیر این نام بکار میبرند .
 Hamdullah Soleymani-Fard این نوشته را که می بنید نوشته یکی از این گروه مهران بهاری است. یعنی ماهیت اصلی این گروه در همین نوشته هویدا است



عکس ‏‎Hamdullah Soleymani-Fard‎‏

Umud Düzgün مهران بهاری حاقدا سوزوم چوخدور. امما شخصا اونون قوردوغو اویونلارینا گیرمک ایسته میره م . ملی حرکتی جیدی ایشلریندن جایدیران بیر عنصر کیمی، هرگون بیزه بیرجور دون گیدیرمک ایسته ییر. اگر ساباح باستان شناس اولوب چهابهاردا تورک کتیبه سی تاپیپ و بیر تورکی غزل ، شغر و ...نمایش ادیب و بیزیم باشیمیزی بویوک ایران تورکچولوکینه قاتیرسا هیچ تعجب لن مئیین! یاهوووووو


Mohammad Azizi با نگاهی به آثار و نوشته های مهران بهاری نکته ای را متوجه میشویم و آن هم تاکید بیش از حد نامبرده بر قرار دادن نام تبریز و تبریزی در ذیل مخالفان ترک گرایی و نوگرایی ترکی در آذربایجان است . بهتر است أین عناد را در مورد تبریز اصلاح فرمایند زیرا ایشان شاید ندانسته و ناخواسته آب در آسیاب امثال سید جواد طباطبایی می ریزد . ریشه های جنین تفکر مسمومی در روی کار آمدن مظفر الدین شاه قاجار و مخالفت با حاکمیت طیف تبریزی خاندان قاجار به وضوح به چشم می خورد 




Naghi Mahmudi علی رضا جان شما که یکی از شیفتگان باند محترم مذکور هستید اشتباه مرا تصحیح بفرمائید و ایشان را معرفی کنید. حال این که من حقوق خوانده ام و یا نخوانده ام پیشکش!    



  



.Umud Düzgün Iran rejminin imam zaman sərbazlarinin Irançi Türk qolu. Hər zaman cürət edib by çadira altindan çixidiniz. Onda canli fikir mubahisəsi edərik. 



Sənin beynindəolan burqə çürüyüb açılıb çixar kən hər şe`y öz qaydasında olacaq , darəxma!ت
  Habib Maku  Sevər  Efendi, ya "azərbayan adı, qondarama- yalançı addır, ya "türkeli !" sözü.    qəzavəti  oxucuya tapşıraq.



 سئورافندی، یا اسم "آذربایجان" ساختگی و قلابیست و یا اصطلاح "تورک یلی" . قضاوت را به خواننده بسپاریم

Umud Düzgün
تبلیغات شبکه مهران بهاری از زبان دیگران: 
از زبان محمد رضا شعار كه از جرگۀ شوونیست‌ها، پان فارس‌ها بوده و از مخالفان سرسخت زبان توركی بشمار می‌رفت، از کثرت و گستردگی مناطق تورک‌نشین و زبان تورکی در ایران متأسف بوده مثال ها آورده .......تا به اندیشه ضد آزربایجانی خود تز درست کند. و استقلال طلبی تورکها را در آزربایجان جنوبی زیر سوال ببرد! .شعاری گفته بوده: .در سال ۱۳۴۶ علاوه بر آذربایجان شرقی و غربی که تقریباً آبادترین و پرجمعیت‌ترین استانهای ایرانند و گذشته از شهرستانها و بخشهای واقعه در دشت گرگان از گوموش‌تپه و گنبد قابوس، امچلی و رامیان و تمام اهالی پرجمعیت خمسه، زنجان، ابهر و خرم‌دره، طارم، در نقاط مشروحه ذیل نیز تکلم عادی اهالی متأسفانه به تُرکی است:
قسمتی از اراک و توابع از قبیل بلوک، سرابند، بزچلو و بعضی از قراء کمره از توابع خمین، بیشتر شهرهای گیلان و مازندران از بهشهر و چالوس و شاهی و بندر پهلوی و آستارا، قسمتی از شهر مشهد و سایر شهرستانهای خراسان از بجنورد و درجز و غیره و توابع مضافات آنها، قسمتی از همدان و تمام اطراف آن بجز سه قصبۀ مرادبیک و مریانه و حصار پیازکارها. حومۀ اصفهان و اطراف یزد و شهرها و بخشهای قشقایی‌نشین فارس و قسمت عمدۀ توابع تهران از شهریار، غار، کرج، لواسانات و تمام دهات و بخشهای بین همدان و قزوین و کلیه بخشهای اطراف قزوین، حومۀ قم و ولایات ساوه، زرند و کهک تا حدود قم، کلخوران و فراهان.»
Umud Düzgün طفلکی این شهرها را از قلم انداخته: .....تورکهای حومه کرمان- عسلویه- بوشهر- جنوب چاه بهار- شمال کویته - غرب دهلی نو- مهران آباد - بمبئی - بهاری آباد - شرق کشمیر - گوجرات و....یعنی می خواهد بگوید که اگر آزربایجان مستقل شود تورکهای (یوکا ر ها ما ر)  ژاپن با چه منطقی باید بحال خود رها خواهند شد. یاهوووووو

 Hamdullah Soleymani-Fard کسی که برای مثال ,مهران بهاری, خودش را تورکچی قالب میکند و در عین حال مخالف اتحاد با کشور های تورک و حتی مخالف با اتحاد دو آزربایجان است,نمی تواند تورکچی باشد و نیست و دروغ میگوید.صرفنظر از این که حذف نام آزربایجان با دستور اداره اطلاعات است


Sever Savalan (م. بهاری)اتفاقا عقل شما به اندازه اطلاعات هم نیست هنوز نه به کار است نه به بار با شعار وحدت دو آزربایجان در عالم هپورت در گشت و گذارید ! ماهیت شما روشن است و من هرچی که با عقل خود از هرکسی می خوانم قبول یا رد می کنم و ربطی به مهران و یا دیگری ندارد. فقط می دانم از امثالی همچو شما بی سواد که از علم سیاست و اجتماع بی بهره است 



Sever Savalan (م. بهاریتمامی تورک هایی که در شمال غرب ایران از زبان , فرهنگ و فولکلور و... مشترکی برخوردارند تورک نامیده میشوند. در جغرافیای ایران امروز منطقه شمال غرب ازیک استاوس دولت - ملت برخوردار نیست که اصطلاح آزربایجانی را بکر برده اید ! "...دادن هويت اتنيک -ملي به آزربايجاني همان نگرشي است که اصطلاحاً «آزربايجان‌گرايي» و يا به تورکي «آزه‌ربايجان‌چي‌ليق» ناميده مي‌شود و تعبير «ملت آزربايجان» تنها يک نتيجه‌ي منطقي و ناميمون آن است. «آزه‌ربايجان‌چي‌ليق»، نگرشي دمکراتيک نيست، رژيمي آنتي‌دمکراتيک و اتنوکراتيک است که خواهان برقراري حاکميت اتنيک خود بر يک سرزمين چندمليتي مي‌باشد. «هويت ملي-اتنيکي آزربايجاني» چيزي مانند «هويت ملي-اتنيکي ايراني» است که در حال تحميل شدن بر همه‌ي ملتها و اقليتهاي ملي ساکن در آزربايجان است. «آزه‌ربايجان‌چي‌ليق» علاوه بر تورکان، از هم اکنون باعث بروز نارضايتي در ميان گروههاي اتنيک غير تورک ساکن در آزربايجان از قبيل کورد، فارس، تالش، تات و ... شده است....."


Habib Maku تاکتیک اساسی آقای بهاری این است که، نخست مخاطب خود را متهم به انکار بدیهیات میکند و سپس در دفاع از این حق، پیراهن ها میدرد و قلم فرسایی ها میکند و در آخر نتیجه میگیرد که، تورکهای شمال غرب ایران، تورک هستند!!. (از کرامت شیخ ما این است، که خورد شیره و گفت شیرین است). 
آقای بهاری، آیا میتوانید یک نمونه نشان دهید که من و یا همفکران من و کلا هر انسان عاقل و بالغی، چنین ادعایی کرده باشیم! وگرنه، چرا ما را بیوقفه متهم میکنید که، تورک بودن آذربایجانیها را انکار میکنیم؟ چرا قسمت اعظم تلاش شما، برای جواب دادن به سوال صرف میشودکه، آیا تورکها تورک هستند یا نه؟!! 
شما چرا از جواب دادن به سوالات اساسی و تعیین کننده طفره میروید؟ سوال این است که اگر در شمال غرب ایران، بغیر از تورکهای آذربایجان، تورکهای دیگری زندگی نمیکنند، پس این نام پیشنهادی شما به خاطر چیست و برای چه کسانیست؟؟
شما چرا بجای واژه زیبای آذربایجان، از جملات بلند/بالا و تحلیلی، مانند "خلق تورک ساکن در شمال غرب کشور (بخوان ایران) استفاده میکنید و چرا اصطلاحات مسخره و من در آوردی اختراع میکنید؟ 
دیگر اینکه، اگر به اعتراف خودتان، تورکی نامیدن کشور تورکیه، درخود آن کشور به بن بست رسیده است، پس شما چرا امروز این نام را برای آذربایجان تجویز میکنید؟ 
.. حقیقت این است که شما با این کاریکاتور "تورک ایلی" خودتان، فقط یک هدف اساسی را دنبال میکنید و ان حذف نام آذربایجان، و تحلیل این نام و این هویت ملی، در اصطلاح "تورک" میباشد. 
با توجه به اینکه زیربنای فکری شما بر اساس نفرت بیحد و حصر از آذربایجان بنا نهاده شده است. در عین حال، عشق و علاقه دیوانه وار شما به اصطلاح "تورکهای ایران"، سبب شده اند که شما به این نتیجه غلط برسید که، برای برقراری یک سیستم مقتدر تورک، لازم است که در اولین قدم نام "آذربایجان" از بین برود!!. 
این در حالیست که نام آذربایجان، حداقل از یکصد سال قبل، برای اکثریت قریب به اتفاق ما آذربایجانیها، از مقدسات ملی محسوب میشود. پدران ما هم، نه فقط بخاطر زیبایی ظاهری آن، بلکه قبل از هر چیز، به خاطر پشتوانه تاریخی این نام، ان را زنده نگه داشته اند. این نامیست که امروز تمام دنیا ما را به این نام میشناسند. نامی که هویت ملی و هویت مادر ما آذربایجانیها را تمثیل و مجسم میکند. 
...هرچند که شما هرگز نخواهید توانست حتا یک درصد مردم آذربایجان را راضی کنید که واژه بغایت زیبای "آذربایجان" را با اصطلاح من در آوردی "تورک ایلی" جنابعلی عوض کنند. ولی امروز قادر هستید با طرح اینگونه خواست های اولترا انقلابی و انحرافی, مسیر بحث ها و فعالیت های آذربایجانیها را عوض کنید و انرژی محدود ما را هدر دهید. 
خلاصه، تا زمانی که شما دوشادوش پان ایرانیستهای دو آتشه، برای از میان برداشتن نام ملی ما مبارزه میکنید، بدانید که، در صف دشمنان و بدخواهان ما قدم برمیدارد.



Habib Maku آقای بهاری یا سئور یا هر اسمی که در آینده انتخاب خواهید کرد،
گیرم که من مارکسیست لنینیست، و حتا خود استالین هستم. ولی شما تا کی میخواهید با استناد به تجربیات منفی این ایدولوژی شکست خورده، افکار مسموم و افراطی خود را توجیه کنید؟ تا کی میخواهید پشت جنایات لنین و استالین سنگر بگیرید و از جواب دادن به سوالات کلیدی مسئله، طفره بروید؟
شما ... از ما میطلبید که، از میان نام های "آذربایجان" و "تورک" یکی را انتخاب کنیم. ما در جواب میگوییم، نه. چونکه ما این دو هویت را در ذات خود و در زبان خود میپروارانیم، ما اجازه نداریم و نمیتوانیم یکی از اینها را برداریم و برای نابودی ان دیگری تلاش کنیم! اینها هویت های اعتقادی و ایمانی نیستند که برای موجودیت خودشان محتاج به باورمندی افراد و جوامع باشند. این دو، هویت های جبری و غیرارادی هستند که حذف هر کدام ازا ین دو هویت، میتواند آسیب های جبران ناپذیری به سرنوشت ملت آذربایجان برساند.
شما علنا اعلان کرده اید که از میان برداشتن نام آذربایجان، و جایگزین کردن یک نام من در آوردی و مصنوعی به جای ان، در صدر اهداف شما قرار دارد. پس لطفآ از ما انتظار نداشته باشید که شما را دوست مردم آذربایجان تلقی کنیم. 
این روده درازی ها و پرت گویی ها و حاشیه نگاریهای بی ربط هم قادر نیستند، نیت شما را لاپوشالی کنند.




Umud Düzgün
اکبر بی آزاد، ده یئرلی فیکرلریز اوٌچٌون چوخ ساغ اولون . بو مهران بهاری چته سیندن تمیز و اخلاقی داورانیش گوزله مک اولماز. اوناگورده سربازان گمنام اولوبلار و جمکران قویوسونون اطرافیندا فیرریلداماقدادیر. بولار اصلینده تورک ائلی چیسی یوخ بلکه حزب توده نین تورک تواب ایرانچیلاری دیرلار. مجازی دونیادا هر گون بیر آدیلا اوز زهرلرینی آزربایجان ملی حرکتینه توکورلر. آرزبایجا و تبریز قره لمه دالیسجا ملی قهرمانلاریمیز و سمبل لریمیزی او جمله دن صمد بهرنگی، شهریار، خیابانی، ستارخان و پیشه وری و سایر ملی مبارز لریمیزی قره لمه یه دوام ائدمئکده دیرلر. شک سیزکی بو تخریباتدان هیچ بیر شی الده اتمیه جکلر. اوقده ر جمکران قویوسونون اطرافیندا فیرریلیدیاجاقلار تا گیج اولوب کله مئیالاخ همان قویویا دوشه جکلر. بیزده دییه جئییک یاهوووووو





Biz məcburuq öz kimliyimizi və millətimiz bacardığımız qədər mudafeə edib qoruyaq !
zərürəti yoxdur birin sənədimiz olmadan itamlandıraq! hətta sənədimiz də olsa; düşüncə qarşısında yalnız düşüncə ilə çıxış etməliyik ! xususən ki, biz yolumuzun düzgünlüyünə inanırıq !





Umud Düzgün
حورمتلی آزاد بی، حقیقی آدامین حاقیندا هر نه دئسئک سند و مدرک ایله ثبوت اتمئک لازیم دیر. امما خفا ده اولان و ایمام زمان اداسی چیخاردان اشباح لارا هر جور ظن و گمان وئرماق اولار.

L
h


Ekber Azad Sayın Umud Düzgün 
بیز نورمال و منطقلی داورانماغا سعی ائتمه لیییک .
هر کس اؤز سؤزونون و اؤز عملی نین مسئولودور.
بیر سهو داورانیرسا بیز اونون آردینجا گئتمه مه لیییک بلکه اؤزوموزه لایق داورانمالیییق !  


 [30.10.18 13:30]

 
من ده بئله دوشونورم:

-وطنیمیز، ایرانین شمال غربینده یئرلشسه ده، بؤیوک آذربایجان تورپاقلاری دیر

-ملتیمیز آذربایجان تورک میلتی

-دیلیمیز آذربایجان تورکجه سی

-ایراندا یاشایان سایرتورک ائللری دوغما قارداشیمیز


-تبریز قوجا شرقین محتشم مدنیت مرکزی و بوتون تورکلرین اومود اوجاغی دیر! و دئدیگینیز کیمی آذربایجانین هم معنوی هم ده حقیقی پایتختی دیر.و.... 



سایین اکبر بی آزاد، سیزین گونئی آزربایجان قورتولوش یولوندا اتدیگینیز فعالییتلر انودولمازدیر. داخیلده اولدوغوز اوچونده، وئردیگینیز نظرلر و آنالیزلر چوخ اونملیدیر. من شخصا هرزمان سیزدن اورئنمیشم و عمومیتله سیزینله راضیئم. امما مهران بهاری نین اورتایا آتدیغی «تورک ائلی» کلمه سینده دیقتتلی اولمالییق. دونیادا بیر بویوک تورک ملتی وار(توران) و هابئله تورک ملت لری وار، اویقوردان تاتارا و قاشقایدان مئکادونیا قده ر. اونون کناریندا هر تورک ملتی نین ایچینده یوزلر و مینلر تورک ائللری وار: ایل افشار، بیات، بایراملو، شاملو، قاجار و سایر. ۳۵ میلیون آزربایجان تورکینی تک بیرائل آدلاندیرماق، حقیقتتن بیر اویدوروجو فیکیر و ملتیمیزین عظمت ینی سیندرماسینا قصد اتمئکدیر. پان ایرانیستلرین تورکان ایران قولو مهران بهاری ماسکاسی آرخاسیندا مختلیف حیله لرله بیزیم ملتیمیزین مادی و معنوی گوج مرکزلرینی هدفه آلمیشلار. امما سئویندریجیسی بوردادیرکی، ملی حرکتیمیز، فیکیر اولاراق چوخ کوْک سالیب، ده رینله شیبدیر. مین لرجه ائللریمیز آییلیب و آزربایجان مرکزلی دوشونجه نی میلیونلار انسانیمیزین بئین لرینده و اوره ک لرینده یاشادماقدادیرلار.  


 

Labels: , , ,